سنت سباستین اثر کارلو ساراچنی (c1610-15)، موزه قلعه، پراگ. تصویر سباستین تیرخورده، عموما به عنوان اثری هم‌جنس‌کامانه توصیف شده است.

هم‌جنس‌کامگی یا هومواروتیسم کشش و جاذبه‌ی جنسی میان افراد هم‌جنس است. این مفهموم از مفهوم همجنسگرایی مجزاست؛ این مفهوم به طور خاص اشاره به خود تمایل دارد، که می‌تواند موقت باشد، درحالیکه همجنسگرایی گرایش جنسی است و حالتی دائمی را بیان می‌دارد. هم‌جنس‌کامگی مفهومی قدیمی است و از طریق هنرهای تجسمی و ادبیات ترسیم و بروز داده شده است. آن را همچنین می توان در اشکال نمایشی از جمله تئاتر یافت. براساس فرهنگ انگلیسی آکسفورد "توسط تمایل به متمرکز کردن احساسات عاطفی و شهوانی بر هم‌جنس و یا مرتبط با انسانی هم‌جنس‌کام، تعریف می‌شود."

این مفهوم از جمله دوگانگیهای اخیر است که در گذشته به آن، به صورت مجزا نگاه نمی‌شد و از آغازین زمان‌های شعر باستان تا درام مدرن وجود داشته است و توسط پژوهشگران امرزوی مطالعه می‌شود. ازهمین‌رو دانشمندان تاریخچه‌ی نمودهای هم‌جنس‌کام را در اسطوره‌شناسی سنتی، ادبیات رنسانس، نقاشی، کوزه‌های یونان و روم باستان مورد مطالعه قرار داده‌اند.

هر چند هم‌جنس‌کامگی می تواند متفاوت از هم‌جنس‌کامگی فردی باشد — یعنی مجموعه‌ای از سنت‌های هنری و نمایشی که در آن چنین احساساتی می تواند در فرهنگ مجسم شود و در نتیجه در جامعه‌ی بزرگ‌تر گسترش یابد — برخی از نویسندگان به تاثیر تجربیات شخصی در اشعار هم‌جنس‌کام نویسندگان باستان مانند کاتولوس، تیبولوس و پروپرتیوس اشاره کرده‌اند.

استدلال‌هایی در خصوص طبقه بندی و برچسب زدن

اصطلاح "هم‌جنس‌کام" با خود وزن دسته‌بندی‌های مدرن در خصوص عشق و تمایل را حمل می‌کند که ممکن است اینگونه دسته‌بندی‌ها و نگاه‌ها در گذشته وجود نداشته باشند. همجنس گرایی آنطور که ما امروزه آن را می‌شناسیم، در گذشته به عنوان دسته‌بندی‌ای مجزا از انسان‌ها وجود نداشت و شکل‌گیری آن به عنوان موضوعی مجزا در اواسط قرن بیستم شکل گرفت، هرچند از زودتر از آن شروع شده بود:

پژوهشگرانی مانند ایو موسوفسکی سدگویک و دیوید هالپرین متاثر از میشل فوکو، استدلال کرده اند که گفتمان‌های عمومی دوره‌ی ویکتوریایی، و به طور خاص گفتمان روان‌پزشکی و حقوقی، موجب شکل‌گیری "همجنسگرا" به عنوان دسته‌بندی دوری از افراد گردید؛ دسته‌بندی‌ای که توسط کامش‌شناس‌هایی مانند ریچارد فون کرافت و هولاک الیس قوت بیشتری گرفت؛کامش‌شناس‌هایی که به جای ارائه‌ی تصویری وجودی از موضوع، تصویری آسیب‌شناختی از همجنسگرایی ارائه کردند. یکی از نتایج این نوع گفتمان این بود که "همجنسگرا" که اغلب به عنوان یک فاسدکننده‌ی بی گناه نشان داده می‌شد استعدادی نسبت به تباهی و شاهدبازی داشت—تجسمی ضروری برای کامش‌شناسان اواخر دوره‌ی ویکتوریایی که استمرار وجود شاهدباز را در "همجنسگرا" یافتند. (کیلور، تمایلات مترشح، صفحه 33))

مرد برهنه لیمده, اثر الکساندر لسر (1837)، موزه ملی ورشو. این اثر در نمایشگاه موقت هنر هم‌جنس‌کام به نمایش درآمده بود.

با وجود دسته‌بندی‌های معاصر که دائماً درحال تغییر و تکامل هستند، افراد هم‌جنس همیشه با یکدیگر تشکیل ارتباطات نزدیک و صمیمی داده‌اند (که بسیاری از آن‌ها علاوه بر عاطفی، شهوانی نیز بوده‌اند) و که از جمله موارد جالب توجه دوستی‌های عاشقانه است. این دوستی‌های عاشقانه، که ممکن است شامل آمیزش نیز می‌شده باشند یا نه، عموماً با خصیصه‌ی وابستگی عاطفی شدید شناخته می‌شدند که برای افراد امروزی ممکن است هم‌جنس‌کامانه باشند.

روانکاوی

برای زیگموند فروید "به جای اینکه هم‌جنس‌کامگی تنها موضوعی برای اقلیتی از مردان هم‌جنسگرا باشد، قسمت مهمی از فرایند رشد و شکل‌گیری همه‌ی مردان به عنوان انسان و بازیگران اجتماعی است." نقطه نظر فروید در مطالعات روانکاوی او بر خودشیفتگی و عقده ادیپ تعبیه شده است.

زیبایی‌شناسی

توماس مان مقاله‌ای با عنوان "Über die Ehe" (در مورد ازدواج) در سال 1925 منتشر کرد که در آن می گوید هم‌جنس‌کامگی منظری زیبایی‌شناختی دارد در حالیکه دگرجنسگرایی فاقد اینگونه منظر در خود است.

نمونه‌های شایان توجه در هنرهای تجسمی

مرد و مرد

مردان برهنه در حال کشتی، اثر جان سینگر سارجنت (حدود سال 1880).

نمونه‌های مرد و مرد در هنرهای تجسمی زیبا, در طول تاریخ گسترده‌اند: گلدان‌های هنری یونان باستان; جام‌های شراب روم (وارن جام). تصور می‌شود که چندین هنرمند ایتالیایی دوران رنسانس  همجنسگرا باشند و از همین رو هم‌جنس‌کامگی مشهود در آثار لئوناردو داوینچی و میکل آنژ از سوی منتقدان هنری بسیاری تحسین شده است. تصویرگری جنسی صریحی در سبک تکلف‌گرایی و تیره‌گرایی در طی قرن‌های 16 و 17 نمایان می‌شود که به خصوص در آثار هنرمندانی مانند برونزینو، ساراچنی و کاراواجو مشهود است و البته آثارشان نیز گاهی از سوی کلیسای کاتولیک نقد می‌شد .


در خاور دور، هم‌جنس‌کامگی مردانه برای مثال در هنر ژاپنی شونگا یافت می‌شود. این سنت بر هنر معاصر ژاپن نیز تاثیر گذاشته است. 

زن و زن

مثالی از هنر هم‌جنس‌کامانه‌ی میان دو زن اثر ادوارد-آنری آوریل.

نمونه‌های زن و زن از نظر تاریخی به طور عمده در هنرهای شفاهی یافت می‌شوند: اشعار کهن سافو; ترانه‌های بیلی‌تیس; رمان‌هایی از نویسندگانی مانند کریستا وینسلو، کولت، رادکلیف هال و جین رول، و فیلم‌هایی مانند دختر یونیفوم‌پوش. اخیرا هم‌جنس‌کامگی زنانه راه خود را به عکاسی و نوشته‌های نویسندگانی مانند پاتریک کایفیا و جنت وینترسون باز کرده است.    

نمونه‌های قابل توجه در نوشتار

سنتی دیرینه از هم‌جنس‌کامگی در شعر وجود دارد.

از برجسته‌ترین مثال‌ها در غرب، غزلواره‌های ویلیام شکسپیر است. هرچند برخی از منتقدان به منظور حفظ اعتبار ادبی آثار شکسپیر و غیرشهوانی بودن آن‌ها ادعاهایی کرده‌اند، هیچ‌کسی نمی‌تواند منکر وجود عشق صریح مرد به مرد در اکثر غزل‌های شکسپیر شود. تنها شاعر دیگر دوره‌ی رنسانس که اشعار هم‌جنس‌کام در آثار او مشهود است، ریچارد بارنفیلد است که امروزه به طور گسترده باور بر این است که اشعار او بر آثار شکسپیر اثر گذاشته‌اند.

سنت هم‌جنس‌کامگی مرد و مرد شامل اشعار از شاعرانی همچون ابونواس اهوازی، والت ویتمن، فدریکو گارسیا لورکا، ویستن هیو آودن، فرناندو پسوآ و آلن گینزبرگ می‌باشد.    

در سنت زن و زن شاعران مانند سافو, "مایکل فیلد" و مورین دوفی وجود دارند. امیلی دیکنسون تعدادی از شاعران و نامه‌های خود را با مضامین هم‌جنس‌کامانه خطاب قرار داده است.

در سینما

مهم‌ترین نمونه‌های سینما در این خصوص دارای ترسیمی مثبت از احساسات هم‌جنس‌کام در روابط هستند و این موضوع در فیلم‌های بلند و آثار تئاتری به کار گرفته شده است و تولیدکنندگان دارای گرایش به همجنس به خوبی از آن بهره گرفته‌اند. مثال‌های موفق عبارت‌اند از: دختر یونیفورم‌پوش، آلمان (1931)؛ پسران چرم‌پوش، انگلستان (1964)؛ خیزش اسکورپیو، ایالات متحده (1964)؛ خدمتکار مدنی برهنه، انگلستان (1975)؛ سباستین، انگلستان (1976)؛ ظالمانه!، کانادا (1977)؛ رختشویخانه زیبای من، انگلستان (1985)؛ کوهستان بروکبک، ایالات متحده (2005)؛ قوی سیاه، ایالات متحده (2010)؛ کارول، انگلستان/ایالات متحده (2015).            

نگاه کنید به: فهرست فیلم‌های مربوط به دگرباشان جنسی.

جستارهای وابسته

منابع