هزاره
Hazarah people.jpg
کل جمعیت
۹ تا ۱۰ میلیون تن
مناطق با جمعیت قابل توجه
 افغانستان ۲٬۶۸۵٬۰۰۰
 پاکستان ۹۵۶٬۰۰۰
 ایران ۱۵۰۰۰۰۰
(تخمین ۲۰۱۵)
 کانادا ۳۶٬۳۷۶
 بریتانیا ۲۴٬۳۳۰
 استرالیا ۹۰٬۰۰۰
 ترکیه ۲۵٬۳۸۰
زبان‌ها
فارسی (دری و گویش هزارگی)
دین
اسلام - شیعه (دوازده امامی و اسماعیلی)، با اقلیت سنی
گروه‌های قومی مرتبط
پارسیوان، مردمان ترک

هزاره‌ها یکی از اقوام افغانستان و کشورهای همجوار می‌باشند. گروه‌های اقلیت‌ هزاره‌ها در پاکستان بیشتر در شهرهای کویته و کراچی زندگی می‌کنند و همچنان عده‌ای آن‌ها در ایران به صورت مهاجر زندگی می‌کنند. در افغانستان آنان دومین گروه قومی عمده را تشکیل می‌دهند. با توجه به منابع مختلف درصد حضور هزاره‌ها در افغانستان حداقل ۳۰ درصد نفوس را تشکیل می‌دهد.

مناطق هزاره‌نشین در افغانستان به هزاره‌جات و هزارستان معروف است.

زبان

هزاره‌ها به گویش هزارگی که لهجه‌ای از زبان فارسی دری است صحبت می‌کنند در این گویش تعدادی از واژه‌های ترکی و مغولی موجود است. گویش هزارگی برخی از ویژگی‌های دستوری دری سدهٔ چهارم و پنجم هجری را در خود حفظ کرده‌است. در گویش هزارگی دو حرف د غلیظ و ت غلیظ نیز وجود دارد که تلفظشان نزدیک به تلفظ آن حروف در پشتو و اردو است. میزان تفاوت در این گویش با فارسی معیار در گویش هزارگی غزنی (جاغوری، مالستان، قره‌باغ، جغتو و ناور..) بسیار زیاد و در گویش هزارگی بامیانی، بهسودی و دایمیردادی کم است. همچنین بسیاری از واژه‌های اوستایی نیز در این لهجه موجود است که به گفته برخی محققان و زبان شناسان، بیش از ۲۵٪از واژه گان این لهجه ریشه اوستایی دارند. مثلاً: هزارگی آبست-اوستایی آبستا که هردو به معنی خویشاوند است و یا واژه‌های دیگری مثل: ابسو، اِنگهَ، اوته، اوثه، جُنگه، کوور، خسور، تفت، خیرتو، پیتَو، اسپی، گیرو و… برخی از زبان شناسان بدون تحقیق و ریشه یابی واژه‌ها به روش علمی، به نظریه‌پردازی اقدام نموده و این واژگان را غیر (پارسی ترکی، مغولی، و عربی) دانسته‌اند.

دین

هزاره‌ها عمدتاً شیعه مذهب و عدهٔ کم‌شان سنی مذهب هستند. هزاره‌های سنی مذهب عمدتاً در ولایات مختلفی نظیر بادغیس، غور، قندوز، پنجشیر، بامیان و… سکونت دارند. در خصوص پذیرش مذهب شیعه از سوی هزاره‌ها نظریه واحدی وجود ندارد: امکان دارد هزاره‌ها در اوایل قرن شانزده میلادی در دوره ایلخانیان و محمد خدابنده الجایتو از اسلام سنی به شیعه گرویده باشند. عده‌ای دیگر معتقدند هزاره‌ها در زمان حکومت شاه عباس صفوی اسلام شیعی را پذیرفته‌اند. در مقابل برخی از محققین ریشه تشیع هزاره‌ها را برمی‌گردانند به عامل و کارگزاران ترویج اسلام در دوره خلافت علی بن ابی‌طالب، مثلًا علی اکبر تشدید دربارهٔ قدمت تشیع در کوهستان غور می‌نویسد: «مرکز شیعیان غور یا مسلمین غور اولین تمرکز شیعه در بلاد غور بوده‌است. زیرا بین سال‌های ۳۵ تا ۴۰ هجری مسلمان شده‌اند و در زمان خلافت علی بن ابی‌طالب، جعده بن هبیره مخزومی که خواهرزاده علی بن ابیطالب بود، از طرف وی به حکومت خراسان منصوب شد. به خاطر رفتار شایسته جعده، مردم غور داوطلبانه به علی بن ابی‌طالب محبت می‌ورزیدند. امرای غور که وضع را کاملاً انسانی می‌یابند، بدون جنگ سر بر خط فرمان علی بن ابیطالب گذارده به دین اسلام گرویدند. به پیشنهاد جعده، علی بن ابی‌طالب فرمان حکومت سرزمین غور را به خاندان «آل شنسب» که امرای قبلی آن سامان بودند صادر کرد و این فرمان نامه قرن‌ها در آن خانواده محفوظ بود و مایهٔ افتخار و مباهات آن دودمان به شمار می‌آمد.»

محمدی شاری: برخی هزاره‌ها را در مذهب تشیع جعفری منحصر می‌کنند و مذهب تشیع را برگرفته از ایران کنونی می‌دانند.

واقعیت تاریخی خلاف چنین پندار ریشه براندازانه است:

۱. هزاره‌ها دارای سه مذهب شیعه جعفری (اثنی‌عشری)، شیعه اسماعیلی و سنی حنفی هستند. جمعیت قابل توجهی نیز اسماعیلی‌اند. اسماعیلیان پیشینهٔ شکوهمند علمی و تاریخی دارند و شخصیت‌های علمی، سیاسی و مذهبی مؤثری مانند بوعلی سینا، حسنک وزیر، ناصر خسرو... داشته‌اند.

۲. هزاره‌ها، در نیمهٔ نخست سدهٔ یکم هجری (سال ۳۶ هجری) دو هیئت بلندپایهٔ سیاسی به کوفه، مرکز حکومت علی بن ابی‌طالب فرستادند:

الف. یکی به سرپرستی شنسب پسر خورنگ غوری حاکم خراسان.

ب. دیگری به سرپرستی ماهویه‌براز غوری والی مرو.

هیئت شنسب پسر خورنگ غوری، همراه با سران طوایف و بزرگان کشوری یک ماه مهمان علی بن ابی‌طالب بودند و با گفتگوهای سیاسی، بحث‌های علمی و تحقیقات دو طرفه به توافق رسیدند و شنسب و هیئت همراه اسلام را پذیرفتند و علی بن ابیطالب با مشاهدهٔ فرزانگی و درایت شنسب، حاکمیت خراسان را به ایشان واگذار کرد و پرچمی که پیامبر گرامی اسلام در روز فتح مکه به علی بن ابی‌طالب داده بودند را به شنسب اهدا کرد. برای تفصیل به کتاب‌های تاریخی مانند تاریخ طبری، طبقات ناصری و… باید مراجعه کرد.

تاریخ تشیع در خراسان کهن (افغانستان امروز) درخشان‌تر از آن است مکتوم بماند و قوی‌ترین مرکز سیاسی، علمی، اجتماعی و نظامی تشیع بوده است. در دوران بنی امیه هزاره‌ها تن به لعن گفتن به مولا علی ندادند. جریمه‌های سنگینی مانند پرداخت هر نفر ده مثقال طلا، تراشیدن سر زنان رهبران در بازار و… را تحمل کردند اما ننگین نفرین گفتن به علی را نپذیرفتند. قیام سیاه‌جامگان خراسانی به رهبری غوریان (امیر پولاد غوری)، نوبختیان، برمکیان و… ماهیت شیعی و هزارگی دارد.

گروهی از هزاره‌های بهسود در سال ۱۸۸۰ میلادی

۳. تشیع در ایران کنونی، به گونهٔ گسترده به دورهٔ صفویه یعنی حدود پنج قرن می‌رسد (به جز شماری در برخی شهرها و دورهٔ آل بویه) در صورتی که پیشینهٔ تشیع در کشور ما به چهارده قرن پیش برمی‌گردد. عده‌ای ناآگاه از واقعیت‌های تاریخی تمام داروندار زبانی، فرهنگی، تمدنی و مذهبی هزاره‌ها را دودستی به دیگران می‌بخشند»

نژاد

هزاره جات در دوره دوم عمر ز مین همه زیر آب بوده و با عروج کوه های هندو کش و بابا از آب – در عصر سوم - دیوار های بزرگ طبیعی با صفحا ت بلند افقی و عمود ی تشکیل گردیده است. هزارجات تقریبا 30 % خاک افغانستان را احتوا میکند ، سرزميني درقلب افغانستان؛آباديها و شهرهايي در دامنه يا بر فراز كوههاي هندوكش، از جنوب افغانستان تا مرزهاي هرات در غرب و از بلخ تا مرزهاي شمالي قندهارموقعیت دارد. بنا بر گفته مورخین داخلی و خارجی پيش از دوره كوشاني ها تا بعداز دوره غزنويان و غوريان و حتي تيموريان درقسمت موجودیت دو كشور بمعني تقسيمات بين دو مملكت افغانستان و هزاره جات دیروزی وجود دارد؛ که مردم آن يك زماني همه به يك سرزمين واحد حيات بسر ميبردند . مورخین عرب و خراسان هزاره جات را بنام های غر جستان – غرج الشار – گر ستان یا د کر ده اند به قول ابن الحقول تاریخ دان عرب غر جستان کشوری بزرگی بوده که موسوم به مملکت غر جه است .در اغلب کتب تاریخ عرب وخراسان هزاره جات بنام غر جستان و هزارستان یاد شده که وسعت آن خیلی از وسعت کنونی آن فرا تر بود ولایات فعلی غور– بامیان – دایکندی –سرپل - غز نی- پروان - و ردک - ارزگان و زابل- و بخشی از بغلان و سمنگان الی تخار را شامل میشدند . در باره هویت تاریخی و اتنیکی مردم هزاره جات کتاب های تاریخی جداگانه ویا در بخشی از کتاب های تاریخ عمومی افغانستان در مجلات – روزنامه ها و هم چنان در یک ونیم دهه اخیر در رسانهای انترنتی داخلی و بیرون مرزی کشور نوشته ها و نظریات مورخان و نویسندگان مشهور داخلی و خا رجی چاپ و نشر ودرباره قدامت تاریخی سرزمین هزاره جات و هویت اتنیکی و منشا نژادی جامعه هزاره نظریه های تحقیقی سودمندی برای تثبیت هویت ایشان ارایه گردیده است . که درین مقاله برخی از نظریه های تحقیقی مورخان و نویسندگان برجسته داخلی و خارجی همراه با نتیجه گیری بطور فشرده خدمت خوانندگان تقدیم میشود. به قول مرحوم غبار نویسنده افغانستان در مسیر تاریخ : تقریبآ پنجهزار سال پیش از هزاره جات بنام ( ستا گید یا ) نام بر ده شده است شا ها ن هزاره جات قبل از اسلام بنا م ها ی کو شانیها و یفتلیها و شیران با میان که از اولا ده آنان بودند وبعدآ شاهان مدکور بنام های هزار بنده – شار و ریو شاران یا د میشدند که عمدتآ در دو نقطه تا ریخی این سر زمین بنام های ( پشین) یا افشین یکاو لنگ کنونی و ( سو ر مین ) سر پل فعلی که پایتخت تابستانی و زمستانی ایشان بودند حکومت میرا ندند . استاد جاويد میگوید : « مردم هزاره را از اقوام اصيل و بومي اين سرزمين میداند كه قبل از ( چنگيز ) خان بنام غوزه يعني غرجستاني معروف بوده اند و سلسله شاهان غور و شارهاي باميان از ميان همين اقوام بوده اند. نژاد هزاره ممكن است اختلاتي از اقوام اورال آلتائي “ اله تائي “ باشد » استاد حبيبي كه مردم هزاره را هزاله ويا هساله میگوید .داکتر عنایت الله شهرانی مینوسد كه پيش از ميلاد مسيح فرزندان يكي از خوانين و رئيس قبيله ترك هاي توكيو در كاشغرستان و ساحه ختن و ياركند “ياركنت “ و اورومچي بنام آچيل خان بعد از شكست در مقابل ژوان - ژوان ها جانب تخارستان ميآيد؛ ولي ناگهان در راه فوت میشود و دو پسر و يك دختر او بنامهاي قابول خان، جابول خان و غزنه جان ( دخترش ) در سرزمين هاي كابل و زابل و غزني آمده صاحبان آن ولايت ها ميگردند و از آنست كه كابل و زابل و غزني بنام هايشان نامگذاري شده است درحاليكه غزني از كلمه “غز” گرفته شده و كلمه ايست كه به لفظ تركي نسبت داده ميشود ، و غزنه دختر آچيل خان افسانوي است كه يگانه دو ولايتي كه به پسوند نسبتي “چي” استعمال ميگردد همانا ولايت غزني و باميان است كه باشندگان شانرا بنام غزنيچي و باميانچي ميگويند.نسبت دادن مردمان هزاره به تركي بودن شان صدها دليل موجود است كه ترك بودن آنها را روشن ميسازد. مثلآ در خصوص قبايل و فرقه هزاره ها اين نامها را داريم : تاتار ، خلج ، خلخ ، قرلوق - قللغ ، توركمن ، چوگل “چگل” ، نايمان وغيره كه همه را در ميان اقوام هزاره ميتوان يافت . بي ترديد ميتوان گفت كه مردم هزاره بيش از هزار سال قبل از ميلاد در افغانستان زيست داشتند و ساده ترين دليل حكومت داري نیاکان شان كوشاني ها در افغانستان ميباشد كه در قبل ازميلاد آنها در كابلستان و زابلستان و مركز غزني و بعدها تا مناطق نيم قاره هند حكومت داشتند.اکثر مردم هزاره آمیخته‌ای از نژاد شرقی و نژاد غربی هستند. هزاره‌ها از نظر کروموزوم ایگرگ (Y) یا مارکر پدری دارای دو هاپلو گروپ J2 (غربی-میان دو رودی) ۲۶٪ و C3 (شرقی - ترکی) ۳۳٪ هستند، همچنین ۱۰٪درصد از هاپلوگروپ‌های هزاره‌ها نیز به R1a(اکثراً آریایی‌ها) تعلق دارد و نیز مقدار ۳℅ نیز از مارکر R1b نیز بهره‌مند هستند. لازم است ذکر شود که از نظر هاپلو گروپ نوع C3 هزاره‌ها با اقوام و افشار و از سوی مارکر پدری J2 با اعراب بین‌النهرین رابطه دارند. تبار هزاره‌ها شامل ترک‌های مرکزی افغانستان است که قبل از حملهٔ مغولان در آنجا سکونت داشتند. همچنین بازماندگان خانات ترکی مغولی جغتای نیز امروزه جزئی از مردم هزاره شمرده می‌شوند و به زبان پارسی سخن می‌گویند.

پیشینه

مورخین عرب و خراسان هزارستان را به نام‌های غرجستان یا غرج الشار یاد کرده‌اند و حدود چهارگانه آن را از جانب غرب به هرات و بادغیس و از طرف شرق به کابل، از سمت شمال به جوزجان و از سوی جنوب به غزنی پیوست دانسته‌اند. به قول ابن حوقل تاریخدان عرب غرجستان کشوری بزرگی بوده‌است که موسوم به مملکت غرجه یاد شده‌است. در اغلب کتب تاریخ عرب و خراسان هزاره‌جات به نام غرجستان یاد شده که وسعت آن خیلی از وسعت کنونی آن فراتر بود و شامل غوربامیان و غزنی می‌شد.

عبدالاحمد جاوید استاد دانشگاه در یکی از مقاله‌هایش تحت عنوان بحثی پیرامون اقوام و طوایف افغانستان می‌نویسد:

طوری که دیدیم سرزمین خلج نزدیک کابل و غزنی بوده‌است و خلج‌ها درهمین حدود می‌زیستند و هنوز در زمین داور علاقه‌ای به نام خلج معروف است. اما در اینکه تلفظ صحیح به فتح دوم است یا سکون آن اختلاف است. این کلمه هنوز در هند و افغانستان با سکون دوم و و در ایران به فتح دوم تلفظ می‌گردد. اصطخری، ابن حوقل و یاقوت حموی چنان‌که دیدیم حرف دوم را ساکن ضبط کرده‌اند و اما منینی حرف اول و دوم را به فتحه نوشته و به گمان اغلب به سکون دوم درست‌تر می‌نماید. خاصه اگر بپذیریم که کلمه غرجی همان خلجی است و ریشه آن را از غرچ بدانیم. اما بنابر عقیده بعضی اگر آن را از شکل ترکی قلچ تصور کنیم تلفظ آن با فتح دوم خواهد بود. (۲۳) عقیده بر این است که این کلمه ترکی نبوده خاصه با قلج ترکی ارتباطی ندارد و غالباً کلمه خلج شکل دیگر غرچ است. کلمه غرچه در ادبیات فارسی دری بمعنای کوهی مقابل روستایی آمده و از لحاظ اتساع معنی بمعنای ساده و ابله نیز به کار رفته‌است. چنانچه درین دو بیت:

صد و اند ساله یکی مرد غرچه چرا شصت و سه زیست این مرد تازی
بفریبد دلت بهر سخنی روستایی و غرچه را مانی

ناصر خسرو در یکجا گوید:

استاده بدی به بامیان شیری بنشسته به عز، در بشین، شاری

در توضیح شیر بامیان نوشته‌اند:

شیر ملک آنجاست چنان‌که ملک ختلان را نیز شیر ختلان یا ختلان خدا و یا ختلان شاه گفتندی و شار عنوان ملک غوریان غرش یا غرشستان یا غرجستان یا غرچستان یا غرچکان.
چنان‌که گوید:

فرخی گوید:

سپهبد سپه شاه شرق ابو منصور فراتکین دوانی امیر غرجستان
سیاسی است مراو را که در ولایت آن پلنگ رفت نیارد مگر گشاده دهان
درین دیار بهنگام شار چندین بار پلنگ‌وار نمودند غرچکان عصیان

فردوسی در یک مصراع از شاهنامه می‌سراید:

شه غرچکان بود بر سان شیر کجا ژنده پیل، آوریدی به زیر

نام‌های زیادی برای این قوم و مناطق که آنها سکونت دارند، گفته شده‌اند:

۱. یکی از نویسندگان که او «بلیومی» است، می‌گوید: سرزمین «عرسات» که در کتاب مقدس آمده است به سرزمین هزاره‌های امروزی مطابقت دارد، و محدوده باشندگان شان از شهر کابل و غزنی تا شهر هرات، و از قندهار تا بلخ می‌باشد.

۲. از ۲۵۰۰ سال پیش به مناطق هزاره جات نام «ستاغیدیا» گفته می‌شد.

۳. نام‌های «زاوُل» و “زاوُلستان که به منطقه وسیع از افغانستان گفته می‌شد، تمام مناطق هزاره جات را شامل می‌گردد، یعنی از ولایت غزنی و قندهار، و ولایت زابل کنونی تا بهسود، دایزنگی، دایکندی، و تمام ارزگان.

۴. دانشمند مشهور جغرافیه یونانی «بطلیموس» در قرن دوازدهم میلادی مناطق هزاره جات را به نام “پاروپا میزوس Parpamizus ” یاد کرده‌اند.

۵. مناطق جنوبی و غرب هزاره جات، یعنی از حدود ارغنداب تا مالستان و جاغوری، پیش از اسلام به نام «هُزاله» یاد می‌شد.

۶. اطراف و ناحیه‌های غزنی در کتاب (سفرنامه) هیوان تسینگ به نام «تاوکبسوتو» آمده است.

۷. غرجستان و محدوده اش از شمال غرب هزاره جات، یعنی حدود دایزنگی تا بادغیس، و تمام ولایت غور کنونی، بعد از آمدن اسلام «غرجستان» نامیده شد، اما گاهگاهی این نام بر تمام مناطق هزاره جات گفته می‌شد، و کلمه «غرج» در زبان فارسی قدیم –زبان پهلوی- به معنی کوه است، پس غرجستان، یعنی کوهستان.

۸. زمین داور، مناطق که در غرب هزاره جات واقع شده است، چنین نامیده شده است.

۹. از نامدارترین نام‌های هزاره‌های شیعه در عهد اسلام «غور» و «غورستان» است، که در سده اول هجری چنین گفته می‌شد، و کلمه «غور» در لهجه هزارگی فارسی به معنی حفره و ناهموار است، بخاطر که در سرزمین که هزاره‌ها سکونت دارند حفریات و ناهمواری‌های زیاد است.

۱۰. پیش از حمله وحشیانه امیر عبدالرحمن غدار مناطق هزاره‌های شیعه «هزارستان» نامیده می‌شد.

یک عده مورخین آگاه به جغرافیای افغانستان، مناطق هزاره‌ها را «هزاره آباد» گفته‌اند، و مرکز هزاره جات را «دایزنگی» گفته‌اند، که نام قدیمی اش «بیک بیک» و منطقه ارزگان را به نام «بیک شاه» یاد کرده‌اند.

قرن بیستم

سربازان هزاره‌تبار افغانستان در سال ۲۰۱۷میلادی

از اواخر قرن نوزدهم میلادی بعد از روی کار آمدن امیر عبدالرحمن، هزاره‌های خودمختار شدیداً تحت فشار حکومت مرکزی قرار گرفته و با مدد قبایل سنی به شدت سرکوب گردیدند و به مدت یک قرن در انزوای سیاسی، اجتماعی و محرومیت اقتصادی فرورفتند. بعد از کودتای سال ۱۹۷۸که درپی آن گروه کمونیستی خلق به قدرت رسید، کم‌کم هزاره‌ها برای برابری حق شهروندی خود نسبت به دیگر شهروندان افغانستان شروع به انجام کارهای سیاسی کردند و رهبران هزاره مانند؛ عبدالعلی مزاری حزب‌های سیاسی خود را بنیان‌گذاری کردند. بعد از خروج ارتش سرخ از افغانستان و پایان حکومت کمونیستی با مرگ دکتر نجیب الله افغانستان وارد جنگ داخلی شد. هزاره‌ها با ساختن حزب وحدت سعی در حفظ قدرت سیاسی خود کردند؛ در سیاست جدید حزب، دیگر مذهب جایی اصلی خود را نداشت و بیشتر کوشیده می‌شد تا از تمام قوای هزاره یک انسجام کلی بسازد.

قرن بیست و یکم

احمدبهزاد (سیاست‌مدار هزاره)، نماینده در پارلمان افغانستان، و عضو شورای عالی جنبش روشنایی

با ورود نیروهای ائتلاف به رهبری ایالات متحده آمریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱ حکومت طالبان سقوط کرد. قانون اساسی جدید با پشتوانه جامعه بین‌الملل ورود همه شهروندان افغانستان به نظام حکومت را ممکن ساخت؛ از همین رو هزاره‌ها توانستند ۲۰ درصد از کرسی‌های پارلمان افغانستان را در انتخابات ۲۰۱۱ از آن خود کنند. با گفته السنادرو مونسوتی استاد دانشگاه حقوق بین‌الملل در ژنو؛ این حرکت سیاسی مورد انتقاد سیاست مداران پشتون شده‌است. با وجود قوانین جدید که بر اساس آن حقوق همه شهروندان را یکسان می‌داند؛ اما هنوز هم حرکات نژاد پرستانه‌ای علیه مردم هزاره در افغانستان، پاکستان و ایران صورت می‌گیرد. در سال ۲۰۰۷ قبایل کوچی، با حمله به روستاهای هزارگی باعث آواره شدن هزاران تن از هزاره‌ها شده و ده‌ها نفر هر ساله در پی حملات آنان کشته می‌شوند. افغان‌های مهاجر در ایران که اکثریت شان را مردم هزاره تشکیل می‌دهند و معمولاً به صورت غیرقانونی به ایران رفته‌اند، از سوی نیروهای انتظامی دولت ایران مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند. سازمان‌های غیردولتی (NGO) با گزارشی بر بدتر شدن وضعیت حقوق شهروندی هزاره‌ها و حملات نژاد پرستانه علیه آن‌ها هشدار داده‌اند.

نویسندگان معروف

  • ملا فیض محمد کاتب مورخ نامی مشهور به بیهقی دوم و پدر تاریخ معاصر افغانستان
  • حسن پولادی (نویسنده)
  • بصیراحمد دولت‌آبادی
  • محمد علی «زهما» (نویسنده، تاریخ‌نگار، مترجم، و استاد سابق در دانشگاه کابل)
  • دهقان «زهما» (نویسنده و فیلسوف)
  • حسن رضا «خاوری»
  • کامران میرهزار شاعر، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر
  • علی امیری
  • محمد جواد سلطانی
  • محمد شریف سعیدی شاعر و نویسنده
  • قنبرعلی تابش (شاعر)
  • سیدضیاء قاسمی (شاعر)
  • ابوطالب مظفری (شاعر)
  • حفیظ الله شریعتی شاعر و نویسنده
  • حاج کاظم یزدانی تاریخ‌نگار
  • حمزه واعظی نویسنده و صاحب نظر
  • شوکت علی محمدی شاری نویسنده
  • محمد اسلم جوادی (نویسنده، جامعه شناس، روزنامه نگار، صاحب امتیاز سابق روزنامۀ جامعه باز)
  • اسد بودا (نویسند)
  • عزیز رویش (نویسنده، فعال فرهنگی، فعلا مدیرلیسۀ عالی معرفت)
  • عبدالقیوم سروش (نویسنده و جامعه شناس)

چهره‌های سرشناس افراد زنده

ورزشکاران

جستارهای وابسته

نگارخانه

  • تاریخ هزاره‌ها - هزارستان