نسل‌کشی ارمنی‌ها
شهروندان غیرنظامی ارمنی، در حال انتقال توسط سربازان عثمانی، از خارپرت، به زندانی در روستای (مِزیرِه) آوریل ۱۹۱۵
مکان  امپراتوری عثمانی
تاریخ ۱۹۱۵۱۹۲۳
هدف جمعیت ارمنیان
گونهٔ حمله نفی بلد، کشتار جمعی
تلفات ۶۰۰٬۰۰۰–۱٬۸۰۰٬۰۰۰
مرتکبان حکومتِ ترکان جوان /ترکیه تحتِ ریاستِ مصطفی کمال پاشا

نسل‌کشی ارمنی‌ها (به ارمنی:Հայոց Ցեղասպանություն، به ترکی استانبولی:Ermeni Soykırımı) که گاهی با عناوین دیگری چون هولوکاست ارامنه، کشتار ارامنه و نیز توسط خود ارمنی‌ها با عنوان جنایت بزرگ (به ارمنی:Մեծ Եղեռն) شناخته می‌شود، به نابودی عمدی و از پیش برنامه‌ریزی شده (نسل‌کشی) جمعیت ارمنی ساکن سرزمین‌های تحت کنترل امپراتوری عثمانی در دوران جنگ جهانی اول (۱۹۱۵ تا ۱۹۱۷ میلادی) توسط دولتمردان عثمانی و رهبران قیام ترکان جوان اطلاق می‌شود. عملیات در قالب کشتارهای دسته‌جمعی و نیز تبعیدهای اجباری در شرایطی که موجبات مرگ تبعیدشدگان را فراهم آورد، انجام می‌پذیرفت. امروزه تعداد کل قربانیان نسل‌کشی ارمنیان به طور عام بین یک تا یک و نیم میلیون نفر برآورد شده‌است. در طی این دوران دیگر گروه‌های قومی منطقه، از جمله آشوریان، یونانیان و کردها نیز به طریقی مشابه مورد حملهٔ ترکان عثمانی قرار گرفتند به گونه‌ای که بسیاری از محققان این رویدادها را نیز بخشی از همان سیاست نابودسازی قومی دولت‌مردان تُرک دانسته‌اند. امروزه این رویداد به طور گسترده به عنوان یکی از اولین نسل‌کشی‌های سده بیستم شناخته می‌شود.

علاوه بر دستگیری و اعدام ارمنی‌ها، جمعیت بسیار زیادی از مردان، زنان و کودکان ارمنی از خانه و کاشانه خود تبعید، بدون هیچ دسترسی به آب و غذا به قصد مرگ وادار به راهپیمایی در مسیرهای طولانی و بیابانی شدند. تجاوز و آزار و اذیت جنسی قربانیان توسط نیروهای متخاصم در طول تبعید به دفعات گزارش شده‌است.

پژوهش‌های بسیار زیادی دربارهٔ نسل‌کشی ارمنیان انجام شده و می‌شود. که قریب به اکثریت آنها وقوع چنین نسل‌کشی را واقعی و انکارناپذیر می‌دانند. امروزه کشور ارمنستان خواهان به رسمیت شناختن این نسل‌کشی است اما دولت ترکیه علی‌رغم عدم انکار وقوع چنین واقعه‌ای از پذیرفتن این واقعه با عنوان «نسل‌کشی» خودداری کرده و وجود سیاست سیستماتیک برای نابودی ارمنیان را قبول ندارد. ترکیه معتقد است که در آن سالها علاوه بر ارمنی‌ها ترک‌های بی دفاع نیز قربانی آشفتگی‌ها شده‌اند.

اخراج ارمنی‌ها اغلب اوقات با غارت، تجاوز و کشتار همراه بود. خیلی از اخراج شدگان کشته شدند، یا از گرسنگی و بی سرپناهی در راه اردوگاه‌های نزدیک استان دیرالزور جانشان را از دست دادند. چندین هزار نفر از گرسنگی و بیماری در اردوگاه‌های اُسرای جنگی –که در آنجا ساخته شده بود- جانشان را از دست دادند.

موزه نسل‌کشی ارمنیان در دیرالزور

اجماع نظری در مورد علت‌ها و هدف‌های اخراج ارمنی‌ها ممکن است هرگز به دست نیابد. صاحب منصب‌های تُرک اجازه وارسی آرشیو تاریخ جنگ را به گروه مستقل تحقیقاتی تاریخ را ندادند و هدف دولت عثمانی از اخراج ارمنی‌ها حل نشده باقی‌مانده‌است. خاطره این واقعه به عنوان جنبه بسیار مهم بر هویت ملی ارمنیان تا به امروز باقی‌مانده‌است و بسیاری از ارمنیان ادعا می‌کنند که هیچ سازشی با جمهوری ترکیه تا زمان به رسمیت شناختن عمل نسل‌کشی امکان ندارد.

دانشنامه ایران در این مورد نوشته است: «بزرگ‌ترین رویداد مصیبت‌بار در تاریخ ارمنیان با آغاز جنگ جهانی اول روی داد. در ۱۹۱۵ میلادی دولت ترکان جوان تصمیم گرفت همهٔ جمعیت ارمنی ۱٬۷۵۰٬۰۰۰ نفری کشور را به سوریه و میان‌رودان انتقال دهد. آنان ارمنی‌ها در امپراتوری عثمانی را به رغم تعهد بسیاری از آنان به وفاداری ـ عناصر خطرناک خارجی و شریک در توطئهٔ دشمن مسیحی‌گرای تزاری برای برهم زدن فعالیتهای عثمانی در شرق می‌دانستند. در آنچه بعدها «نخستین نسل‌کشی» سدهٔ ۲۰ میلادی خوانده شد، صدها هزار ارمنی که از خانه‌های خود رانده شده بودند، یا قتل‌عام شدند، یا در خلال جابه‌جایی قومی، آن قدر پیاده راه پیمودند تا جان باختند. شمار کشته‌شدگان ارمنی در ترکیه طی سال‌های ۱۹۱۵ تا ۱۹۲۳ میلادی بین ۶۰۰٬۰۰۰ (در منابع رسمی ترکیه) تا ۱٬۵۰۰٬۰۰۰ تن برآورد شده است. علاوه بر این، طی این مدت ده‌ها هزار تن از آنان به روسیه، ایران، لبنان، سوریه، فرانسه و ایالات متحده آمریکا مهاجرت کردند.»

محتویات

تاریخچه

در سال ۱۴۵۳ میلادی سپاهیان محمد دوم شهر مسیحی «کنستانتینوپولیس» را با نام اسلام گشودند و به عمر امپراتوری روم شرقی (بیزانس) که از مراکز فرهنگی اروپا بود، پایان دادند. به این ترتیب امپراتوری عثمانی توسط تُرک‌های مهاجری که وارد آسیای صغیر شده بودند ایجاد شد. عثمانی‌ها با آمیخته‌ای از فرهنگ تُرکی-اسلامی به حذف مسیحیان پرداختند. نخستین کار آنها برداشتن نام کنستانتین و گذاشتن کلمه اسلام به جای آن بود که نام پایتخت به اسلامبول (استانبول) تغییر یافت.

گروهی از ارمنیان در حال تبعید از ترکیه، و نزدیک شدن به خطوط بریتانیا منتشر شده توسط:موزه جنگ بریتانیا

گرچه دولت عثمانی در شرق با برخورد به صفویان و جنگهای طولانی به نتیجه‌ای نرسید، لیکن در اروپا به پیشروی ادامه داده و تا دروازه‌های وین پیش رفتند. پس از شکست قطعی در برابر نیروهای متحد اروپایی درسال ۱۶۸۳ میلادی، دولت عثمانی تدریجاً شروع به عقب‌نشینی نموده و ظرف چند سده کم و بیش کلیه متصرفاتشان را در اروپا از دست دادند. از این گذشته امور داخلی امپراتوری نیز از هم گسیخته شده و کلیه تلاشهای داخلی و بین‌المللی برای ترمیم امور بی‌نتیجه ماند، به طوری که دولت عثمانی به (مرد بیمار اروپا) معروف گشت.

استبداد عبدالحمیدی

از اواخر سده نوزدهم میلادی، ظلم و ستم دولت عثمانی نسبت به اتباع ارمنی آن امپراتوری شدت یافت. عبدالحمید دوم به دو طریق می‌کوشید ارمنستان غربی را از سکنه بومی آن خالی سازد:

  • از طریق بستن مالیاتهای سنگین، که نهایتاً منجر به مهاجرت روستاییان می‌شد.

خط مشی ای که زمامداران عثمانی دنبال می‌کردند بیش از پیش بر شدت وضع دردناکی که ارمنیان درآن بسر می‌بردند افزود. مالیاتهای غیرقانونی، چپاولها، خلع ید از اراضی ملکی، سوءقصدها، کشتارها، تجاوزها و تعدیها و آدم‌ربایی‌ها اعمال اصلی رژیم و وحشت و ستمی بود که ارمنی‌ها در زیر یوغ آن بسر می‌بردند. زجر و آزارها و ستمهایی که یک حکومت فاسد و عاری از هر گونه احساس مسئولیت در حق ملت ارمنی روا می‌داشت، حکومتی که تعصب تند ساکنان غیر مسیحی را تحریک می‌کرد و از کردها برای عملی کردن نظرات خود سوءاستفاده می‌نمود.

  • با تحریک احساسات مذهبی مردمان کُرد و چرکِس، که در آن زمان جزو سپاهیان عثمانی محسوب می‌شدند، علیه ارمنی‌ها و تشویق آنها به حمله به روستاهای ارمنی‌نشین و غارت و چپاول سکنه ارمنی، قتل و یا وادار کردن آنها به کوچ اجباری. البته بسیاری از کُردها نیز که مخالف نسل‌کشی بودند از شرکت در کشتار و غارت سرباز زدند و در عوض با پنهان کردن و یا با گرفتن حضانت کودکان ارمنی به آنها کمک کردند.
قربانیان ارمنی قتل‌عام شده در یک گور دسته جمعی در گورستان ارزروم به خاک سپرده می‌شوند.

علاوه بر مالیاتهای سنگینی که مقامات دولتی عثمانی از ارمنیان می‌گرفتند این ملت مجبور بود باجهای غیرقانونی هم به بزرگان عشایر کُرد بپردازد. اگر در کشورهای متمدن دو نوع مالیات متمایز به نام مستقیم و غیر مستقیم گرفته می‌شود برای دهقانان ارمنی ترکیه این تقسیم‌بندی به صورت دیگری بود، بدین معنی که آنان نیز دونوع مالیات می‌پرداختند، مالیاتهای قانونی و غیرقانونی. علاوه بر این روستاهای ارمنی‌نشین مجبور بودند زمستانها افراد عشایر کُرد را که در آخر پاییز چراگاههای کوهستانی را ترک می‌گفتند و به دشت می‌آمدند بی‌بها در خانه‌های خود مسکن بدهند. بعدها وقتی سیاست دولت عثمانی در ضدیت با توده‌های ارمنی به اوج شدت خود رسید عمل (دراگوناد) یا (تحمیل سرباز) صورت گرفت، بدین معنی که دولت سربازان تُرک را به زور در خانواده‌های ارمنی سکنی می‌داد.

این وضع از سال ۱۸۷۸ تا ۱۸۹۴ میلادی موجب شد که ده‌ها هزار ارمنی به سرزمین قفقاز جنوبی و به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کنند. لیکن توده انبوه ملت ارمنی که سخت به سرزمین زادگاهشان دلبسته بود در کشورش باقی ماند. ارمنیان حس می‌کردند که این مهاجرت مسلماً همان هدفی است که سیاست عثمانی دنبال می‌کند و آنان باید با ماندن و آویختن به خانه و زمین خود نقشه آنان را نقش بر آب کنند. نارضایی عمیقی در میان ارمنیان پیدا شد و موجب بوجود آمدن انجمن‌ها و حزب‌های ارمنی گردید که هدف و مرام همه آنها بهبود بخشیدن به وضع زندگی ارمنیان ترکیه و دفاع از ملیت ارمنی بود. در ماه ژوئن ۱۸۹۰ حادثه خونینی در ارزروم به وقوع پیوست. معموران انتظامی عثمانی بر مبنای یک گزارش بی اساس و دروغین در کلیسای حواری ارمنی ارزروم برای کشف اسلحه به تجسس و تحقیق پرداختند. ارمنیان که از این هتک حرمت و تجاوز به مکان مقدسشان به خشم آمده بودند به رهبری یکی از مردان سرشناس خود به نام «هاروتیون پاسدرماجیان» در صدد دفاع از کلیسای خود برآمدند ولی نیروی مسلح ترکان همه آنان را درجا تیرباران کردند.

ویکتور برار در کتاب خود می‌نویسد:

«تفتیش و بازرسی در کلیسا با ناشیگری و خشونتی که عمال تُرک معمولاً در این گونه عملیات از خود نشان می‌دهند انجام گرفت. کلیسای جامع که ارمنیان از آن دفاع می‌کردند به زور تسخیر شد و از طرف سربازان تُرک مورد بی حرمتی و توهین قرار گرفت. بازرسی و تفتیش ثابت کرد که نه اسلحه‌ای در کار بوده و نه باروتی، ولی بیست ارمنی به قتل رسیده و بیش از سیصد نفر مجروح شده بودند.»

«مسیحیان در معرض تحقیر و توهین نیز قرار داشتند. آنان از برگزاری مراسم دینی شان به گونه‌ای که مسلمانان را ناراحت کند منع شده بود. به صدا درآوردن ناقوس کلیسا و ساخت کلیسا یا کنیسه ممنوع بود. تعمیر کلیساهای موجود به اخذ مجوز حکومت نیاز داشت. علاوه براین، مسیحیان از اسب سواری و حمل اسلحه منع شده بودند، و هنگام عبور مسلمانان باید کنار می‌کشیدند. رنگ لباس و کفش مسیحیان و کیفیت جنس آنها باید قابل تشخیص از مسلمین می‌بود. از چندین حکم حکومتی که به دست ما رسیده است، مثل این نمونه از سده شانزدهم پیداست که زمانی پوشیدن خفتانهای یقه دار، پارچه‌های گران‌قیمت، برای غیر مسلمانان ممنوع بود. همچنین رنگ لباس مسیحیان متفاوت بود، کفش و سربند ارمنی‌ها باید قرمز باشد، در حالی که یونانیان سیاه و یهودیان فیروزه‌ای می‌پوشیدند. باید خانه‌های آنان رنگ متفاوتی از مسلمانان می‌داشت و حتی در حمام‌های عمومی غیر مسلمانان باید زنگوله‌ای به لنگ حمام خود وصل می‌کردند.»

بعد از خلع سلطان عبدالحمید، توسط ترکان جوان که ارمنی‌ها نقش به سزایی در انقلاب داشتند، دولت جدید همه وعده‌های خود را فراموش کرده و اقدامی در جهت بهبود اوضاع عمومی کشور و به خصوص ترمیم وضعیت ارمنیان به عمل نیاوردند. به تدریج معلوم شد که منظور ترکان جوان از شعار (اتحاد و برادری) مستحیل شدن ملل غیر تُرک امپراتوری درمیان تُرکها و تشکیل دولت یکدست تُرکی بود. به همین جهت، راجع به حقوق داخلی – قومی ساکنان غیر تُرک به هیچ وجه حاضر به گفتگو نبودند و به عکس، با خشونتی که یادآور اعمال سلطان عبدالحمید بود شروع به سرکوب اعتراضات مردمی نمودند.

دولتهای اروپایی، از جمله روسیه و انگلستان، گرچه هشدارهایی در رابطه با ارمنی‌ها به دولت جدید می‌دادند، لیکن منافع خود آنها، به خصوص انگلستان، در امپراتوری عثمانی و نیز رقابتهای فی‌مابین خودشان مانع از اقدام جدی برای اجبار تُرکها به پایان دادن به ستمها علیه سکنه ارمنی می‌شد. ترکان جوان با علم به این موضوع، درصدد برآمدند که مسئله ارمنی را با قلع و قمع کامل آنان درسطح امپراتوری حل نمایند، به نحوی که، به زعم خودشان، دیگر مدعی و موجبی برای درخواست اصلاحات وجود نداشته باشد. عاملی که به ویژه آنها را به سوی این راه حل سوق می‌داد، این بود که سردمداران حزب اتحاد و ترقی، با الهام از ایده‌های پان‌ترکیسم، هدف دوردست احیای امپراتوری عثمانی را دنبال می‌کردند.

جنگ جهانی اول فرصت مناسبی را به ترکان جوان داد. ترکان جوان در سال ۱۹۱۵ میلادی طی یک برنامه از پیش ریخته شده، نسل‌کشی ارمنیان را به مرحله اجرا درآوردند. برنامه‌ای که الگویی برای آلمان نازی در جنگ جهانی دوم شد. نابودی ملت ارمنی توسط دولت وقت ترکیه (ترکان جوان) به شکلی دقیق و محرمانه طرح‌ریزی و اجرا شد. در راس این طرح محمد طلعت پاشا وزیر کشور، اسماعیل انور (انور پاشا) وزیر دفاع و احمد جمال پاشا وزیر دریاداری ترکیه قرار داشتند و از اعضای حزب اتحاد و ترقی بودند. اینان برای پیشبرد هدف‌های خود به دولت آلمان وابسته شده بودند. دولت ترکیه برای اجرای این طرح کمیته‌ای سه نفره تشکیل داد که اعضای آن بهاءالدین شاکر، علی شکری و دکتر ناظم بودند. این طرح در سال‌های ۱۹۲۳–۱۹۱۵ در ارمنستان غربی که تحت اشغال امپراتوری عثمانی بود، به اجرا درآمد و طی آن یک و نیم میلیون از مردم بی‌دفاع ارمنی از زن و مرد و پیر و جوان قربانی شدند و حدود هشتصد هزار نفر دیگر در سراسر جهان پراکنده شدند.

بنا بر این طرح نخست کلیه مردان ارمنی از ۱۵ سال تا ۵۰ سال را که توان داشتند، به بهانه بردن به جبهه‌های نبرد به ارتش فرا خوانده شدند. در آنجا آنها را خلع سلاح کرده و به گردانهای بیگاری در پشت جبهه منتقل کردند.

علت‌های نسل‌کشی ارمنیان

استخوانهای باقی‌مانده از نسل‌کشی ارمنی‌ها در ارزنجان

دولت ترکیه، بر پایهٔ سیاستهای پان تورانیسم و به منظور ادامهٔ سیاست قتل‌عام و نسل‌کشی فیزیکی ملت ارمنی، شروع به تحریف و تغییر اسامی مکانها در ارمنستان غربی کردند. می‌توان شروع این روند را از ۱۸۷۸ میلادی و پس از عقد معاهدهٔ سان استفانو دانست.

در مادهٔ ۱۶ این معاهده، از ارمنستان و شش ولایت ارمنی ترکیه یاد شده اما پس از آن، در پیمان برلین (۱۸۷۸)، بند ۶۱، که به ارمنستان اختصاص داده شده، کلمهٔ ارمنستان حذف و فقط نام استانهای ارمنی نشین ذکر شده است.

حکومتهای ترکیه به این نیز بسنده نکردند و به جای ارمنستان غربی کلمهٔ ترکیهٔ شرقی یا کردستان را رواج دادند. بدین ترتیب، در ۱۸۷۸ میلادی، حکومت ترکیه با ارسال تلگرافهای محرمانه برای استاندارهای خود آنها را از کاربرد کلمهٔ ارمنستان در مکاتبات خود منع کرد و همچنین در مطبوعات نیز استفاده از کلمهٔ ارمنستان ممنوع شد. پیگیری این مسئله از سوی حکومت عثمانی در ۱۸۹۰ میلادی عمق بیشتری یافت، زمانی که حکومتهای تُرک در صدد برنامه‌ریزی کشتار و نسل‌کشی ارمنیان بودند. در ۲۶ ژانویه ۱۹۱۴ میلادی، در توافقنامه‌ای که بین روسیه و حکومت ترکیه به امضا می‌رسد و در اثر فشار حکومت ترکهای جوان به روسیه، کلمهٔ ناحیه آناتولی شرقی جایگزین کلمهٔ ارمنستان می‌شود.

اسماعیل انور طی حکمی در ۶ اکتبر ۱۹۱۶ میلادی صادر و اعلام نمود که:

تصمیم گرفته شده است که ولایت‌ها، بخش‌ها (مناطق)، شهرها، روستاها، کوها و رودها که نامهای آنان متعلق به ملل غیر مسلمانان مانند ارمنی، یونانی، آشوری می‌باشد به تُرکی تغییر یابد. بدین منظور از این لحظه برای رسیدن به هدف اصلی ما از فرصت بدست آمده استفاده نمائید. (اداره کل بایگانی دولت جمهوری ترکیه، استانبول)

در آستانه جنگ جهانی اول سیاست ترکیه تحت تأثیر دو نقشه بزرگ قرار داشت:پان ترکیسم و پان تورانیسم. هدف از نقشه اول تُرکی کردن اجباری همه ملتهای غیر تُرک بود که اکثریت ساکنان امپراتوری عثمانی را تشکیل می‌دادند؛ و هدف از نقشه دوم یعنی پان تورانیسم گردآوری همه ملتهای تورانی در محدوده یک کشور ترکیه وسیع بود که از تنگه بسفر تا آسیای مرکزی کشیده شود. این نهضت پان تورانیسم ستایشگری چون ضیا گوک آلپ و تئوریسین‌هایی چون مونس تکین آلپ نیز پیدا کرده بود. مسلم بود که پان تورانیسم بجز از طریق شکست و تجزیه و متلاشی شدن امپراتوری روسیه امکان‌پذیر نبود، آرزوی عملی کردن پان تورانیسم برآورد نمی‌شد مگر به کمک نظامی یک قدرت بزرگ و این قدرت بزرگ هم نمی‌توانست کسی غیر از امپراتوری آلمان باشد.

ارمنیان مانعی بر سر راه تحقق این نقشه بودند، ارمنیان همچون دیواری آهنین میان تُرکهای عثمانی و ترک زبانان قفقاز که هیچگونه پیوست نژادی با آنان ندارند و تُرکان آن سوی دریای خزر بودند، قرار گرفته بودند.

ضیا گوک آلپ در لوح یادبود انتشار اثر آلپ تکین، ترک‌گرایی و پان ترکیسم، در ۱۹۱۵ در وایمار می‌نویسد:

توران میهن تخیلی نیست. اقوام تُرک آسیا، که در جوار یکدیگر زندگی می‌کنند، زیر پرچم ترکیه گرد خواهند آمد و تشکیل امپراتوری بزرگی خواهند داد. توران میهن ترکیه کبیر است. توران سرزمینی واقعی و نوید بخش آگاهی ملت تُرک است. کسانی که آن را مدینه فاضله و باطل می‌انگارند خود در جهانی موهوم و دست نیافتنی زندگی می‌کنند؛ و تقدیر به ما این چنین حکم می‌کند.

وینستون چرچیل در کتاب «بحران جهانی»، می‌نویسد:

در این شکی نیست که طرح این جنایت و اجرای آن به دلایل سیاسی بوده است. فرصتی پیش آمده بود تا یک نژاد مسیحی مذهب را که با نظرات دولت ترکیه مخالف بود و حتی آرزوهایی در سر می‌پروراندند که برآوردن آنها جز به زیان ترکیه امکان‌پذیر نبود، و از دیدگاه جغرافیایی نیز حایل بین ترکان عثمانی و ملتهای مسلمان قفقاز بود، از بین ببرند. بعید نیست که حمله انگلستان به تنگه بسفر و داردانل خشم بیرحمانه دولت ترکیه را برانگیخته باشد.
پیروان پان‌ترکیسم فکر کرده‌اند که حتی اگر قسطنطنیه سقوط کند و ترکیه در جنگ مغلوب شود از بین بردن ارمنستان مزیتی همیشگی برای آینده نژاد تُرک در برخواهد داشت.

  • کنگره ارزروم و نتیجه آن

رهبران حزب اتحاد و ترقی بدواً درصدد برآمدند تا از همراهی و کمک ارمنیان مطمئن شوند و از آنان خواستند تا در ارمنستان روسیه و در قفقاز جنوبی یک شورش مسلحانه راه بیندازند؛ و در عوض به آنان وعده خودمختاری برای ارمنستان روسیه و برای مناطق هم‌مرز آن در ارمنستان غربی پس از جنگ دادند. رهبران حزب فدراسیون انقلابی ارمنی در کنگره ۲ اوت ۱۹۱۴ میلادی که متشکل از (آرشاک ورامیان، استپان زوریان،) خاچاطور مالومیان و از حزب اتحاد و ترقی متشکل از گروه (بهاءالدین شاکر، عمر ناجی و حیلمی بِی) تشکیل شد.

رهبران حزب داشناکسوتیون پیشنهاد تُرک‌ها را رد کردند و در جواب گفتند:

اگر جنگی بین ترکیه و روسیه دربگیرد ارمنیان وظیفه سربازی خود را در کشورهای متبوعشان انجام خواهند داد.»

تصمیم داشتند وارد توطئه‌ها نشوند و از انجام وظیفه خود به عنوان شهروندان عثمانی تن زنند، این پیشنهاد را رد کردند. وینستون چرچیل می‌نویسد:

ارمنیان جنگ برادرکشی با سربازان ارمنی در دو اردوگاه مخالف هم را برآن ترجیح دادند که به تعهدات تابعیت تُرک یا روس بودن خود خیانت کنند.»

سیاستمداران تُرک از این جواب سخت به خشم آمدند، و همینکه ترکیه در کنار آلمان قرار گرفت در ۲۴ اکتبر ۱۹۱۴ میلادی وارد جنگ شد، و آغازگر عملیات جنگی در قفقاز که به مدت چهار سال و شش روز به طول انجامید و تصمیم گرفتند که با استفاده از فرصت پیش آمده برای همیشه به حساب ارمنیان برسند.

منابع تُرک این رویداد را نقطه عطفی در روابط حزب با ارمنیان می‌دانند و تا آنجا پیش می‌روند که می‌گویند داشناکسوتیون در واقع مصمم بودند شورشی سری بر ضد دولت عثمانی خود راه بیندازند؛ و بنابراین فرمان متعاقب اخراج آنها امری غیرقابل اجتناب بود.

در مدارکی که در دادگاه مجرمان نسل‌کشی در سال ۱۹۱۹ میلادی ارائه شد که ترکان جوان نه فقط برای شرکت در کنگره بلکه برای تشکیل یگان‌های نامنظم تشکیلات مخصوصه به ارزروم رفته بودند. کنگره تنها وسیله‌ای بوده است برای پنهان کردن هدف واقعی سفر به ارزروم و همچنین قصد شرکت کنندگان حزب از میان بردن اعضای داشناک حاضر در کنگره بوده است.

  • فاجعه ساری قمیش و آغاز نسل‌کشی ارمنیان

تصادفی نیست که نسل‌کشی ارمنیان اندکی پس از نبرد ساری‌قمیش روی داد و با نبرد گالیپولی مقارن شد. در حقیقت جنگ آخرین شانس حزب و امپراتوری بود. تُرک‌ها می‌توانستند با اداره صحیح جنگ بخت خود را عوض کنند و از سقوط امپراتوری جلوگیری کنند اما شکست‌های پی در پی که تُرک‌ها در اولین ماه‌های جنگ متحمل شدند همه رویاهای شکوه دوباره را بر باد داد و به جای آن انحطاط اخلاقی مسلمی به بار آورد. فاجعه ساری قمیش نقطه عطفی بود که حزب اتحاد و ترقی را با سرخوردگی عظیمی مواجه ساخت شکست رویاهای اسلامی و تورانی آنان را بر باد داد. عثمانی‌ها همچون نازی‌ها در جنگ جهانی دوم شکست را ناشی از دسیسه‌ای خائنانه، توطئه جانیان قاتل و وجود خائنانی خودی می‌دانستند که از پشت به جنگاوران ما خنجر زده بودند.

در کتابها و نوشته‌های بی شمار تُرک، ارمنیان نقش این خائنان را پر کردند چیزی که یکی از ادارات وزارت جنگ با انتشار جزوه‌ها و گزارش‌های مداوماً برای مردم تشریح می‌کرد. اداره دوم وزارت جنگ، وزارت اطلاعات، کار ساماندهی تبلیغات و تحریکات ضد ارمنی را بر عهده گرفت. کلنل سیفی (که بعدها دوزگورن نام گرفت) مقالات بسیاری در اینباره در نشریه هفتگی این وزارت خانه، «حرب مجمواسی»، منتشر کرد. پس از متارکه جنگ در سال ۱۹۱۸ کلنل سیفی در روزنامه «صباح» تشریح کرد که او به عنوان افسری مسئول در اداره‌ای سیاسی در ستاد نظامی عثمانی، با همکاری تشکیلات مخصوصه و همکاری نزدیک با بهاءالدین شاکر از حزب در زمره کسانی بوده که نقشه قتل‌عام ارمنیان را طرح کرده بوده‌اند. چاووش اوغلو، افسر جوانی که در جلسات سری استانبول شرکت کرده بود در خاطرات خود می‌نویسد. «کمیته مرکزی پس از بررسی همه امکان‌ها تصمیم گرفت که در صورت شکست در جنگ ما سلاح‌های خود را زمین نخواهیم گذاشت و تُرک‌ها با عقب‌نشینی به سوی آناتولی مبارزه خود را به تدریج ادامه خواهند داد و نقشه‌ای نیز تدارک دیده شده بود.»

این نقشه موجب بحث‌ها و مکاتبات زیادی در میان فرماندهان نظامی شد از جمله این موضوع که محل مراکز فرماندهی نظامی کجا خواهد بود؛ و این مستندات سرنخ‌های مهمی دربارهٔ پس زمینه بلافصل نسل‌کشی ارمنیان فراهم می‌کند.

ارمنیان در دوران دولت عثمانی

گابریل نورادونکیان، سیاستمدار، وزیر بازرگانی در سال ۱۹۰۸ و وزیر امور خارجه امپراتوری عثمانی از ۱۹۱۲ تا ۱۹۱۳ در زمان سلطنت محمد پنجم و نخست وزیر در زمان سلطنت احمد مختار پاشا و محمد کامل پاشا.
گریگور اُتیان با مدحت پاشا در تألیف نخستین قانون اساسی ترکیه همکاری نمود.
  • ارمنیان در ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی امپراتوری عثمانی

جمعیت استانبول در اوایل سده نوزدهم یک میلیون نفر تخمین زده می‌شود که شامل پانصد هزار مردمان ترک، چهارصد هزار ارمنیان و یونانی و صد هزار اروپایی بوده است. یونانی‌ها به دلیل عدم آشنایی با زبان ترکی عثمانی و فرهنگ محلی قادر نبودند بر جامعه تأثیر گذارند. در میان این اقوام، تنها ارمنیان بودند که به دلیل آشنایی کامل به زبان و فرهنگ تُرکی علاوه بر تأثیرگذاری بر فرهنگ و اقتصاد منطقه توانسته بودند به درجات معتبر حکومتی، در سطوح بالا، دست یابند و نقشی مؤثر در ارکان حکومتی داشته باشند. حکومت مرکزی، پاشاها (نمایندگان حکومتی) را به منظور ادارهٔ امور به ایالتهای مختلف گسیل می‌داشت. در کنار هرکدام از این پاشاها یک ارمنی مسلط به امور مالی و اداری جمع‌آوری مالیات و نگهداری از حساب‌ها را بر عهده داشت. به این فرد امیر می‌گفتند. امیرها، که از مناطق مختلف و از میان مردم انتخاب می‌شدند، تسلط و قدرت فراوانی در منطقهٔ خود داشتند.

از جملهٔ این امیرها می‌توان از امیر «سِغبوس»، بازرگان معروف (۱۷۲۰ میلادی) یا امیر «شِنورک»، که برای اولین بار در ۱۷۹۰ میلادی مراکزی آموزشی در مناطق مختلف قسطنطنیه تأسیس کرد و آموزشگاه‌هایی را نیز برای دختران در نظر گرفت، نام برد. مسئولیت خزانه اختصاصی دربار در عهد عثمانیان به طور کامل بر عهده ارمنیان بود. امور مالی حکومتی را نیز امیر «هوانس چلبی» و امیر «مگردیچ جزایریان» اداره می‌کردند. امور خزانه نیز بر عهدهٔ «هاروطون پزچیان» بود که نزدیک به ده سال امور مربوط به ضرابخانه و ضرب سکه را با جدیت اداره می‌کرد. پزچیان در دوران خدمت خود خدماتی شایسته انجام داد که از جملهٔ آنها ساخت مراکز علمی و مذهبی بود. از دیگر تخصص‌های عمدهٔ ارمنیان در امپراتوری عثمانی کشاورزی، علوم و صنایع غذایی و همچنین صنایع دستی از جمله منبت‌کاری، صنایع نقره سازی و جواهرسازی بود. اولین دستگاه اطفای حریق در دربار عثمانی به دست «نیکوقوس پاشا» ساخته و نصب شد و مورد بهره‌برداری قرار گرفت. صنایع پرورش کرم ابریشم و تولید ابریشم طبیعی نیز در انحصار ارمنیان و متعلق به شخصی به نام «تورگومیان» بود. واگذارکردن کلیهٔ امور مملکتی به ارمنیان چندان هم باب میل حکومت نبود اما چاره‌ای جز این هم نداشتند لذا حکومت به این فکر افتاد که در کنار هر وزیر تُرک یک ارمنی را به کار گمارد تا ظاهر موضوع حفظ شود. پس از این تصمیم در کنار هر وزیر تُرک امیری ارمنی ادارهٔ امور را در دست داشت. از جمله در کنار «رشاد پاشا»، «امیر کوچیکیان»، در کنار «علی پاشا»، امیر هوسپ وارتان و در کنار «محمود پاشا»، «آرتین پاشا تاتیان» ادارهٔ امور را برعهده داشتند.

از پزشکان معروف و اساتید آن زمان می‌توان از «نیکوقوس روسینیان»، «آندرانیک بیک کوچینیان» و «استپان پاشا اصلانیان» نام برد.

رویدادها

کودکان ارمنی یتیم شده در مرزیفون ۱۹۱۸
کشتار ارمنی‌های ارزروم، عکاس ویلیام ساچتلبن نوامبر ۱۸۹۵
اجساد ارمنی‌ها در کشتار شهر آدانا

کشتار حمیدیه یا کشتار بزرگ. کشتاری است که بین سالهای ۱۸۹۴ تا ۱۸۹۶ میلادی توسط نیروهای عبدالحمید دوم به فرماندهی ژنرال زکی پاشا و نیروی حمیدیه؛ علیه ساکنین ارمنی و آشوری شهرهای ارمنستان غربی انجام گرفت. جمع کل قربانیان کشتارهای ۱۸۹۴ تا ۱۸۹۶ میلادی ۲۰۰٬۰۰۰ نفر برآورد شده است. به اضافه ۱۰۰٬۰۰۰ نفر که در زمستان‌های سخت ارمنستان به علت ویران شدن خانه و کاشانه از گرسنگی و سرما مرده‌اند و کودکانی که براثر از دست دادن والدین خود تلف شدند و بالغ بر ۵۰۰۰۰ کودک یتیم شدند. علاوه بر ارمنی‌ها ۲۵٬۰۰۰ نفر آشوری در شهر دیاربکر کشته شدند. باید به این رقم عده‌ای را نیز که به زور از دین برگردانده شده‌اند اضافه کرد و سفیر فرانسه عده آنان را به چهل هزار نفر برآورد کرده است.

نمایندگان ارمنی از ۱۸۷۸ میلادی به بعد بر طبق ماده ۶۱ معاهده برلین اجرای اصلاحات در شش ولایت ارمنی را درخواست می‌کردند. خواسته‌های ارمنیان متضمن نکات زیر بود:

  1. تشکیل مجدد شش ولایت ارمنی ترکیه با مرزهای طبیعی خود.
  2. انتصاب حاکمی برای هر یک از آن شهرستان‌ها که مورد قبول قدرتهای اروپایی باشد.
  3. اصلاح سیستم وصول مالیات که تا به آن روز چیزی بجز یک راهزنی رسمی سازمان یافته نبوده است.
  4. اصلاح تشکیلات قضایی
  5. ایجاد یک ژاندارمری مخلوط یعنی ارمنی‌ها نیز درآن داخل باشند.
  6. حق داشتن نمایندگانی به تناسب جمعیت در شوراهای محلی.

خواسته‌های ارمنیان آنگونه که از طرف اعضای هیئت نمایندگی آنان به کنگره برلین عرضه شد نه حاکی از تقاضای استقلال ارمنستان عثمانی بود و نه از الحاق این منطقه به ارمنستان روسیه، بلکه منحصراً متضمن اجرای اصلاحات لازم برای خاتمه دادن به وضع غیرقابل تحملی بود. آنان خواستار اصلاح سیستم وصول مالیات و اجرای عدالت و ایجاد یک ژاندارمری مخلوط از تُرک و ارمنی بودند تا ارمنیان نیز در آن نقشی داشته باشند. بعلاوه خواستار انتصاب حکام مسیحی برای مناطق خود شدند.

قتل‌عام آدانا، قتل‌عامی بود که در ۱۴ آوریل سال ۱۹۰۹ میلادی به مدت ده روز علیه ساکنین ارمنی شهر آدانا توسط کودتاچیان و واحدهای نظامی سلطان عبدالحمید دوم انجام گرفت. در طی این قتل‌عام ۳۰٬۰۰۰ ارمنی و ۱۳۰۰ آشوری به قتل رسیدند.

نیروهای ارمنی یک خط دفاعی در برابر نیروهای عثمانی در پشت دیوارهای شهر وان ایجاد نمودند.
رزمندگان ارمنی در موسی داغ تعداد آنان بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر بودند.

جنبش آزادی بخش ملی ارمنی (به ارمنی: Հայ ազգային-ազատագրական շարժում)، (به انگلیسی: Armenian national liberation movement) جنبشی است که هدف آن ایجاد یک ارمنستان متحد و مستقل بود. مجموعه‌ای از عوامل مانند؛ جنبش‌های اجتماعی و فرهنگی که باعث ایجاد بیداری ملی ارمنی شد؛ و عوامل سیاسی و نظامی در طی و پیش از جنگ جهانی اول باعث به وجود آمدن جنبش آزادی بخش ملی ارمنی شود. جنبش ملی ارمنی در اوایل ۱۸۶۰ میلادی تحت تأثیر عصر روشنگری و در زمان ظهور ناسیونالیسم امپراتوری عثمانی، بوجود آمد. عوامل مختلف و مؤثری در ظهور جنبش ملی ارمنی شبیه جنبش کشورهای بالکان و به ویژه بین یونانیان ایجاد شد نقش داشته است. روشنفکران، نویسندگان، فیلسوفان و کشیش‌ها (خریمیان هایریک، مخیتار سباستاتسی)؛ نقش مؤثری در بیداری ملی ارمنی داشتند و آنان به دنبال بهبود و اصلاحات در شش ولایت ارمنی بودند و فدایی ارمنی دفاع از مردم در مقابل نیروهای عثمانی را برعهده داشتند، اما عملاً طرح اصلاحات برای بهبود وضع ساکنین ارمنی شکست خورد؛ و عاملی شد تا ارمنیان به فکر ایجاد یک حکومت مستقل در مناطق ارمنی‌نشین تحت کنترل دولت عثمانی و ارمنستان روسیه شدند.

بیداری ملی ارمنی و در ایجاد «احساسات ملی ارمنی» عوامل مؤثری دخیل بوده است. در فلات ارمنستان یک رشته مراکز روشنفکری ارمنی بوجود آمد عبارتند از:

کلیسای جامع اچمیادزین مقر سر اسقف یا کاتولیکوس و مرکز آکادمی یا دارالعلوم، ایروان، وان به دلیل اینکه مرکز کار «خریمیان هایریک» بود، ارزروم به دلیل وجود کالج ساناساریان، و شوشی. در خارج از ارمنستان مهمترین مراکز روشنفکری عبارت بودند از قسطنطنیه، تفلیس، مسکو، و در اروپای غربی، ونیز و وین به دلیل وجود مخیتاریست‌ها در آن دو شهر و پاریس و ژنو به عنوان مراکز جوانان دانشجوی ارمنی و سپس مدتی بعد «باستن» به عنوان مرکز روشنفکری مهاجران ارمنی که به آمریکا رفته بودند. این مراکز تبدیل به کانون‌های فکر ارمنی شدند و نشانه محل‌هایی بودند که در آنها فکر احیای مجدد ملت ارمنی شکل گرفت و سپس در میان تمامی افراد ملت شیوع یافت. در حقیقت در سده نوزدهم بود که پدیده رنسانس یا احیای مجدد فرهنگی به ارمنیان آموخت تا با بازگشت به پیشینه باستانی خویش از گذشته درخشان خود اطلاع حاصل کنند.

مقاومت ارمنیان اشاره به مقاومت‌هایی است که توسط احزاب و نیروهای نظامی ارمنی در طی قتل‌عام ارمنیان توسط عبدالحمید دوم و طی نسل‌کشی ارمنیان برای دفاع از روستاها و شهرهای ارمنی طرح‌ریزی و اجرا شده بود.

مقاومت موسی داغ اشاره به مقاومتی است که اهالی ۶ روستای ارمنی‌نشین اطراف کوه موسی داغ در استان هاتای (موسی داغ یعنی کوه موسی) به مدت ۵۳ روز از (۲۱ ژوئیه ۱۹۱۵م تا ۱۲ سپتامبر ۱۹۱۵م) در مقابل یورش نیروهای منظم و نامنظم دولت عثمانی ایستادگی نمودند.

مقاومت وان یا گاهی محاصره وان یا دفاع از وان هم نامیده می‌شود. مقاومت وان دو بار صورت گرفت. مرتبه اول در طی کشتار حمیدیه از ۳ ژوئن تا ۱۱ ژوئن به مدت یک هفته، و مرتبه دوم در طی یک رشته عملیات جنگی در قفقاز که به مدت چهار سال به طول انجامید که مقاومت وان از ۱۹ آوریل تا ۱۷ مه ۱۹۱۵ به مدت ۲۸ روز صورت گرفت.

قتل‌عام خارپرت قتل‌عامی بود که در سال ۱۹۱۵ میلادی در طی نسل‌کشی ارمنیان بر اهالی علیه ساکنین ارمنی آن شهر توسط نیروهای عثمانی و کُردها صورت گرفت.

  • قتل‌عام ارمنی‌های ترابزون

ایتان بِلکیند جاسوس اسرائیلی در خاطرات خود که در سال ۲۰۰۰ توسط آییر اُرون مورخ یهودی در کتابی با عنوان:

«ابتذال بی تفاوتی:صهیونیسم و نسل‌کشی ارمنیان» منتشر کرد در صفحات ۱۸۱ تا ۱۸۳ می‌نویسد که چگونه ۵۰۰۰ نفر از زنان و کودکان ارمنی شهر ترابزون زنده زنده سوزانده شدند. در این خصوص شهادت «حسن معروف»، یکی از نظامیان ارتش عثمانی نیز قابل توجه می‌باشد. وی در گزارشی به وزارت امور خارجه بریتانیا چگونگی دستگیری تعدادی از ارمنیان در روستایی نزدیک ترابزون و زنده زنده سوزاندن آنان را شرح داده است.

در این خصوص وحیب پاشا، فرمانده ارتش سوم عثمانی نیز استشهاد نامه‌ای ۱۲ صفحه‌ای که در ۵ دسامبر ۱۹۱۸ نگاشته بود در مورخ ۲۹ مارس ۱۹۱۹ به دادگاه نظامی در ترابزون ارائه کرد. (مندرج در کیفرخواست منتشر شده در روزنامه دولت عثمانی تقویم وقایع شماره ۳۵۴۰ پنجم می ۱۹۱۹) در این گزارش شرح کاملی از چگونگی سوزاندن اهالی روستای ارمنی‌نشین در نزدیکی شهر موش را شامل می‌شد. همچنین ساموئل مک کلر روزنامه‌نگار و کارمند مرکز نشر هاوتن مفلین هارکورت، که خود شاهد چگونگی سوزاندن زنان و کودکان ارمنی بوده در کتابی تحت عنوان «موانع صلح» که در سال ۱۹۱۷ منتشر شده می‌نویسد:

«کوتاه‌ترین روش برای خلاصی از زنان و کودکان اسکان یافته در اردوگاه‌های (موش، بتلیس و ساسون) سوزاندن آنان بود. ساموئل مک کلر همچنین به زندان بانان تُرک اشاره می‌کند که چگونه بعد از سوزاندن زنان و کودکان دچار انواع بیماری‌های روانی (اختلالات روانی) شده بودند و تعدادی از آنان دست به خودکشی زدند؛ و تا چندین روز بوی اجساد سوخته شده در هوا به مشام می‌رسید.»

مورخ یهودی بت یور با نام مستعار جیسل لیتمن، در کتاب خود به نام: اهل ذمه:یهودی‌ها و مسیحیان در اسلام در صفحه ۹۵، می‌نویسد:

«آلمانی‌ها ماه‌ها قبل از آغاز نسل‌کشی ارمنیان نیروهای عثمانی را آموزش داده بودند و خود شاهد چگونگی سوزاندن زنان و کودکان ارمنی بودند. این مورخ می‌نویسد:عثمانی‌ها در حضور آلمانیها زنان و کودکان را در کلیسا جمع و آنجا را به آتش می‌کشیدند یا در اردوگاه‌های مرگ توسط کوره‌های آدم پزی ساخته شده توسط آلمانی‌ها آنان را به خاکستر تبدیل می‌کردند.»

غرق کردن دست جمعی ارمنی‌ها می‌توان به اقدامات جمال عزمی، فرماندار استان ترابزون که در آزار و اذیت کودکان ارمنی فردی شناخته شده‌ای بود اشاره کرد. او به همراه مصطفی بِی دستور غرق کردن هزاران نفر از زنان و کودکان را در دریای سیاه صادر کرده بود.

قانون تهجیر

قانون تهجیر منتشر شده در روزنامه دولتی تقویم وقایع

پس از اتفاق نظر در جلسه سری دربارهٔ حل مسئله ارمنی از طریق انعدام فیزیکی، فرمانی صادر شد که بر اساس آن کلیه ارمنیان که در ناحیه آناتولی شرقی و در جوار میادین جنگ بودند، (البته بر خلاف قانون صادره در مناطق دورتر از جنگ هم اجرا شد) باید به نواحی ای در میان رودان و دیرالزور و مناطق دیگر کوچ داده می‌شدند. این فرمان با تصویب در هیئت دولت «قانون تهجیر» نامیده شد. البته در فواصل زمانی مختلف در تکمیل قانون تهجیر فرامین دیگری هم به تناوب صادر می‌شد که همه آنها در تأیید و تداوم کوچ اجباری ارمنیان از موطنشان بود. قابل توجه اینکه تمامی این فرمان‌ها بدون تصویب مجلس و تنها به اراده الیگارشی اتحاد و ترقی تصویب و تنفیذ می‌شد چراکه کمیته اتحاد و ترقی چند صباحی پس از شروع جنگ طی فرمانی مجلس شورای ملی را تعطیل کرد.

هیئت وکلا و در راس آن طلعت پاشا هم برای اجباری کردن قانون تهجیر امریه نهایی مربوط به کوچ اجباری ارمنیان را به ولایت صادر و حزب اتحاد و ترقی مرکز نیز کلیه شعب و بازرسان خود را از موضوع مطلع کرد.

غیر از این امریه وزارت داخله بخشنامه‌ای نیز به تاریخ ۱۳ رجب ۱۳۳۳ مصادف با ۱۴ ماه مه ۱۹۱۵ میلادی به شرح زیر برای مسئولان ولایت ارسال کرد:

ماده اول: «هر گاه و به هر شکل مردم علیه فرامین دولتی و تدابیر مربوط به برقراری نظم و عدالت در کشور شورش کرده و به مقاومت مسلحانه علیه آن برخیزند، پلیس، ژاندارم و دیگر گروه‌های نظامی حق دارند و باید به مقابله با آنها پرداخته و شورش را سرکوب و عاملان آن را تنبیه نمایند.» ماده دوم: «فرماندهان نظامی و دیگر مقامات مسئول بنا بر تشخیص خود می‌توانند اهالی روستاها را که به خیانت و جاسوسی آنها اطمینان دارند به صورت فردی و جمعی به دیگر نقاط کشور منتقل و اسکان دهند.» ماده سوم: «مواد این بخشنامه از تاریخ انتشار لازم‌الاجرا است.»

به استناد قانون تهجیر و آیین‌نامه ۳۴ ماده‌ای مورخ ۱۰ ژوئن ۱۹۱۵ میلادی واحدهای ارتش و تشکیلات مخصوصه به همراه ژاندارمری کار جا به جایی و تبعید ارمنیان را آغاز کردند.

سند وزارت امور خارجه آمریکا تعداد اخراجی‌های ارمنی از دولت عثمانی به کشور سوریه سال ۱۹۱۶ میلادی
  • تبعید یا نابودسازی؟

در بعضی مناطق به ارمنیان طی اخطاریه دو هفته مهلت داده‌اند و در برخی دیگر فقط مهلت دو ساعته در برخی مناطق به اخراج شوندگان اجازه داده شده بعضی از اموال خود را بردارند، در برخی مناطق هم برداشتن و فروختن هر چیز منع شده‌اند. ارمنیانی که اشیاء قیمتی با خود برداشته بود تنها مرگ خود را تسریع کردند. به هر حال، قاعده این بوده است که اخراج‌ها همه جا قبل از زمان اعلان شده شروع شده‌اند. ارتش سوم که کنترل ولایت‌های شرقی را در اختیار داشته با صدور اخطاریه‌ای اعلام کرده بود مسلمانانی که به ارمنی‌ها کمک برسانند در مقابل خانه اش اعدام و خانه اش سوخته خواهند شد. در طول اخراج‌ها، نه در آغاز، نه در میانه راه و نه در مقصدهای نهایی، هیچ تدارکاتی برای جابجایی توده عظیمی از مردم در نظر گرفته نشده بود. همین دلیل به تنهایی برای اثبات اینکه هدف این عملیات نابودسازی از پیش اندیشیده بوده، کافی است.

با توجه پیغام‌های کنسولی معلوم می‌شود که هیچ گونه کمکی چه غذایی چه مالی و غیره به تبعیدیان مجاز نبود. سفیران و کنسول‌های آلمان از تدارک و تهیه کمک منع شده بودند. نهم دسامبر ۱۹۱۵ میلادی سفیر ولف مترنیخ اطلاع یافت در جهت قطع امید ارمنیان از کمک‌های خارجی، پیشنهادش برای کمک به تبعیدیان پذیرفته نشده است. سفارت آلمان در ۲۸ آوریل ۱۹۱۶ همان جواب رد پیشین را دریافت کرد. در دوازدهم اوت ۱۹۱۶ باخبر شدند تلاش مشابهی از سوی آمریکایی‌ها نیز به شکست برخورده است.

محمد جلال بِی فرماندار کل حلب زمانی که به قونیه انتقال یافت کوشید مانع اخراج‌ها شود اما ناکام ماند، او بعدها چنین بازگو کرده است:

«در قونیه من مردی تنها بودم که کنار رود به هیچ وسیله نجاتی ایستاده بودم، اما در رود به جای آب خون روان بود و هزاران کودک بی گناه، پیرمرد بی تقصیر، زن عاجز در آن غرقه بودند و مردان جوان قوی هیکل برسر راهشان ایستاده بودند تا نگذارند کسی جان به در برد. من هر چند را که توانستم با دستانم بیرون کشیدم و نجات دادم اما بقیه، با جریان آب به پایین رانده شدند و هیچ‌کدام زنده نماندند.»

حسین کاظم قدری به کنسول آلمان در دمشق گفته است:

«به دستورهای او اعتنایی نمی‌شود، در واقع مقامات دولتی دقیقاً خلاف آن را اجرا می‌کنند. دولت کمترین میلی به کمک به ارمنیان ندارد، او حتی بیم دارد قصد معدوم سازی همه آنها باشد. این سیاست وحشیانه ننگ بزرگی برای ترکیه خواهد بود.»

حسین کاظم به نشانه اعتراض از سمت خود استعفاء داد و بعدها در خاطراتش نوشت در نتیجه نقشه‌های شوم دولت تنها در لبنان دویست هزار نفر قربانی شدند.

بر اساس سند وزارت امور خارجه آمریکا تعداد اخراجی‌های ارمنی از دولت عثمانی به کشور سوریه سال ۱۹۱۶ میلادی به شرح زیر بوده است: (دمشق ۱۰۰٬۰۰۰ نفر، حما ۱۲٬۰۰۰ نفر، حمص ۲۰٬۰۰۰ نفر، حلب ۷٬۰۰۰ نفر، معمره نعمان ۴٬۰۰۰ نفر، الباب ۸٬۰۰۰ نفر، استان رقه ۱۰٬۰۰۰ نفر، راس العین ۲۰٬۰۰۰ نفر، دیرالزور ۳۰۰٬۰۰۰ نفر، مامیدژ ۵٬۰۰۰ نفر. جمع کل: ۴۸۶٬۰۰۰ نفر)

واژه نسل‌کشی

">پرونده:The Genocide Word by Raphael Lemkin.ogvپخش رسانه
رافائل لمکین: منشاء واژه «نسل‌کشی»، (سی‌بی‌اس نیوز)

کشتار ارمنیان فقط یک جنایت تاریخی و خاطره‌ای وحشت زا در سینه تاریخ محسوب نمی‌شود، بلکه از دیدگاه حقوق بین‌الملل دارای وجاهت حقوقی است لذا در مراجع بین‌المللی قضایی قابل پیگیری حقوقی است. این مسئله می‌تواند به لحاظ حقوقی الزامات و مسئولیت‌هایی برای دولت ترکیه که از امضاء کنندگان «کنوانسیون منع و مجازات کشتار دسته جمعی» است، در پی داشته باشد و آن دولت را ملزم به عذرخواهی و پرداخت غرامت به بازماندگان قربانیان و حتی دعوی ارضی کند، اما تحقق این موارد پیچیدگی‌های خاص حقوقی خود را دارد.

«ژنوسید» یا «ژنوساید» به فارسی «نسل‌کشی» یا «نژادکشی»، اولین بار در سال ۱۹۳۳ میلادی از سوی یک حقوق دان لهستانی به نام رافائل لمکین ابداع شد. وی در جریان (پنجمین کنفرانس بین‌المللی یکنواخت سازی حقوق جزا) در مادرید، پیشنهاد کرد که نابود کردن گروه‌های نژادی، مذهبی یا اجتماعی از لحاظ حقوق بین‌الملل جرم محسوب شود. وی این عقیده را در کتاب خود تحت عنوان «نقش دول محور در اروپای اشغالی» که در سال ۱۹۴۴ میلادی منتشر شد، به تفصیل بیشتری مورد بحث قرار داد. مباحث و تعاریف وی مبنای تنظیم کنوانسیون نسل‌کشی سازمان ملل متحد قرار گرفت.

«قانون مذکور مستلزم چیزی بود که او آن را «منع جهانی» می‌نامید، پیش درآمدی، بر آنچه امروزه «دادرسی بین‌المللی» خوانده می‌شود:

«مشوقان و عاملین این فجایع می‌بایست در هر کجای دنیا که دستگیر بشوند مجازات می‌شدند، با صرف نظر از این که جنایات در کجا اتفاق افتاده یا ملیت و مقام فرد مجرم چیست؟ به این ترتیب تمایل به اقداماتی ننگین با هدف نابودی گروه‌های ملی، قومی و مذهبی مختلف مانند آنچه بر سر ارمنیان آمد، جرمی بین‌المللی محسوب می‌شد که در سراسر جهان قابل پیگیری و مجازات بود درست مثل برده داری و دزدی انتشاراتی. لمکین عقیده داشت که اگر خطر مجازات وجود داشته باشد به میزانی زیادی می‌تواند احتمال تکرار عمل را تحت‌الشعاع قرار دهد.»

ارمنی‌ستیزی

نمودار تهیه شده توسط دیده بان رسانه‌ها و بنیاد هرانت دینک براساس گزارش تهیه شده از رسانه‌های خبری ترکیه، افزایش سخنان تنفرآمیز بر اقوام مختلف در رسانه‌های خبری ترکیه براساس ماه‌های ژانویه و آوریل ۲۰۱۴

ارمنی‌ستیزی نیز به عنوان احساسات ضد ارمنی و ارمنی هراسی، اشاره به دشمنی با سیاستها و فرهنگ ارمنی، و کشور ارمنستان و همچنین اشاره به حسادت، تبعیض، تعصب، نژادپرستی، به ارمنیان به عنوان یک گروه نژادی، قومی، زبانی، مذهبی پذیرفته‌شده در سراسر جهان دارد. ارمنی‌ستیزی مدرن، معمولاً مخالفت با اقدامات و موجودیت کشور ارمنستان، انکار نسل‌کشی ارمنیان و مخالفت با مسئله ارمنی و افکار ناسیونالیستی بر ضد ملت ارمنی می‌باشد.

کشتار سفید

روش‌های مورد استفاده توسط ترکان عثمانی در نسل‌کشی یونانیان و ارمنیان که منجر به مرگ غیر مستقیم قربانیان می‌شدند -که از آن جمله می‌توان به تبعیدهای اجباری قربانیان که بدون آذوقه و در مسافت‌های طولانی انجام می‌گرفت و نیز گرسنگی دادن به قربانیان در اردوگاه‌های کار اجباری اشاره کرد- امروزه با عنوان کشتار سفید شناخته می‌شوند.

ارمنیان ساکن ارمنستان غربی که در نهایت یا مجبور به مهاجرت و یا به وسیله نیروهای عثمانی تبعید شدند که یکی دیگر از تلاشهای دولت عثمانی برای نسل‌کشی سیستماتیک ارمنیان بوده است.

دانشمند علوم سیاسی اهل آلمان کریستُف زورخِر در کتاب خود به نام جنگهای اتحاد جماهیر شوروی-شورش، درگیری‌های قومی و ملیتی در قفقاز می‌نویسد:

«نسل‌کشی یک کلمه کلیدی است که چند معنی مختلف دارد. نسل‌کشی سفید یا قتل‌عام سفید به معنی: سرکوب، تبعید اجباری قربانی بدون آذوقه، مهاجرت اجباری ارمنیان از سرزمین آبا و اجدادی خود که به مراتب بزرگتر از جمهوری سوسیالیستی ارمنستان شوروی و قره باغ و همچنین مناطق متعلق به ترکیه معاصر می‌باشد.»

این اصطلاح نسل‌کشی سفید توسط ارمنیان هم به کار برده شده برای توصیف تبعیض ارمنی‌های قره باغ، نخجوان و جاواختی.

اسناد نسل‌کشی

بسیاری از صفحات مهم اسناد مربوط به قتل‌عام‌ها از بین برده شده است. در کیفر خواست اصلی محاکمه پس از جنگ چنین می‌خوانیم:

«با بررسی و بازرسی دقیق اسناد باقیمانده تشکیلات مخصوصه در می‌یابیم که قسمت عمده اسناد سازمان و نیز کل اسناد کمیته مرکزی نابود شده است. اسناد وزارت داخله و شهادت شاهدان عینی اثبات می‌کند پرونده‌های (عزیز بِی)، مدیر کل ژاندارمری در آن زمان، قبل از استعفای (طلعت بِی) از اداره ژاندارمری بیرون برده شده بود و این پرونده‌ها حاوی اطلاعات و مکاتبات مهمی بود که پس از استعفای طلعت به دفتر عودت داده نشد.»

بنا به اظهار مدحت شکرو و ضیا گوک آلپ، متهمان دادگاه رهبران حزب اتحاد و ترقی، دکتر ناظم تمام اسناد کمیته مرکزی را برداشته بوده است. وقتی پرسیده شد پس از انحلال حزب چه بر سر این اسناد آمد، مدحت شکرو پاسخ داد:

«تا آنجا که من خبر دارم دکتر ناظم آنها را برداشت یا اینکه کارکنان چنین گفتند.»

از ضیا گوک آلپ سؤال شد آیا دکتر ناظم اسناد مهم را مصادره کرد، وی در پاسخ گفت:

«دکتر ناظم اسناد مربوط به تاریخ کمیته می‌خواست و می‌گفت، من این اسناد را از اروپا آوردم و خودم نیز از آن محافظت خواهم کرد. اما من بعدها فهمیدم که اسناد مربوط به تاریخ کمیته از سایر اسناد جدا نبوده است. او تمام اسناد در جعبه کرد و برد.»

در دادگاه، «حسن حسیم» وزیر پست و ارتباطات، تأیید کرد که بنا به دستورهای وزارت دفاع دستور سوزاندن تلگرام‌های نظامی را صادر کرده بوده است. در تاریخ بیست و چهارم ۱۹۱۹ میلادی نیروهای مسلح انگلیسی مخفیانه تلگرامی از وزارت داخله عثمانی به فرماندار ایالتی غازی عینتاب را مبنی بر سوزاندن اصل تلگرام‌ها، رهگیری کردند. علاوه براین گزارش شده بود طلعت پاشا قبل از فرارش از کشور چمدانی پر از کاغذ را به قصر ساحلی یکی از دوستانش در عرناووتکوی برده و آن را در کوره سوزانده است.

در گزارش انگلیسی‌ها دربارهٔ «احمد عزت پاشا»، نقل قولی از او ذکر شده:

«اندک زمانی پس از متارکه جنگ، کارکنان دولت شبانه به بخش بایگانی حمله کردند و قسمت اعظم اسناد را از بین بردند.»

در محاکمه‌ای به سال ۱۹۲۶ میلادی علی احسان بِی، گفت تمام اسناد تحت اختیارش را سوزانده بوده است. نابود کردن اسناد پس از کنار رفتن حزب اتحاد و ترقی از دولت نیز ادامه یافت. در واقع آنها مخصوصاً به همین دلیل از قدرت کناره گیری کردند. در چهاردهم اکتبر ۱۹۱۸ میلادی، احمد عزت پاشا اولین کابینه پس از جنگ عثمانی را تشکیل داد که در این کابینه هم‌زمان خود صدر اعظم و وزیر جنگ بود. او دستور پایان عملیات‌های تشکیلات مخصوصه و امحاء همه اسناد بایگانی آن را صادر کرد.

قتل‌عام‌های ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۱ میلادی

غیر نظامیان ارمنی در حال ترک شهر کارس.

نخستین موج قتل‌عام‌ها در سال ۱۹۱۸ میلادی رخ داد. کمی بعد از انقلاب بولشویکی، حزب اتحاد و ترقی امیدوار بود با اشغال قفقاز و آسیای مرکزی به رویاهای پان ترکیستی و پان اسلامیستی خود جامه عمل بپوشاند. وهیب پاشا، فرمانده لشکر سوم بعد از سال ۱۹۱۶ میلادی، به رهبران ارمنی اطمینان داد که آتش آرمان پان تورانیسم اکنون بیش از پیش شعله‌ور شده است:

«سرنوشت قلمرو ترکیه را از غرب به شرق می‌گستراند. ما بالکان را رها کردیم، حال آفریقا را رها می‌کنیم، ولی باید به سمت شرق پیش برویم. نژاد ما مذهب ما، زبان ما همه آن جاست؛ و این جذبه‌ای وسوسه انگیز و مقاومت ناپذیر دارد. برادران ما در باکو، داغستان، ترکستان و آذربایجان هستند. شما ارمنی‌ها راه ما را سد کرده‌اید. شما باید کنار بکشید و راه ما را بازگذارید.»

تا بیستم ژوئیه ۱۹۱۸ میلادی، حدود شش صد هزار ارمنی پیش از رسیدن نیروهای تُرک از قفقاز گریختند. ژنرال آلمانی، کرس فون کرسن شتاین، که آن زمان در تفلیس بود، می‌نویسد:

«سیاست تُرک‌ها در قبال ارمنیان به نحو دردآوری صریح است. تُرک‌ها به هیچ وجه ریشه کنی بنیان ارمنیان را رها نکرده‌اند.»

قتل‌عام‌ها در تابستان و پاییز ۱۹۱۹ میلادی نیز ادامه یافت. کاردار عالی آمریکا در ارمنستان، ویلیام ان. هاسکل به قدری از وسعت این کشتارها شوکه شده بود که در شانزدهم آگوست هشداری برای رئیس جمهور توماس وودرو ویلسون فرستاد، و گفت که: «آمریکا باید از بند دوازدهم اعلامیه صلح اش با تُرک‌ها صرف نظر کند، مگر این که مقامات تُرک گام‌های مؤثری در پایان دادن قتل‌عام‌ها در قفقاز بردارند.»

«چارلز پی. گرنت» از کمیته آمریکایی، در مه ۱۹۲۱ میلادی از گیومری گزارش داد که بخش بزرگی از کشته شدگان آن سال زنان و کودکان بوده‌اند. وی تعداد کشته شدگان را (بین دوازده تا پانزده هزار نفر) تخمین زده بود. منابع روس‌ها اسناد بسیاری دربارهٔ کشتارهای ارمنیان دارند. بلشویک‌ها که ترجیح می‌دادند شاهدان بی طرف در منطقه باشند تا روابط خوب شان با ناسیونالیست‌های تُرک را حفظ کنند، سرانجام ناگزیر وارد عمل شدند. در تلگرامی به تاریخ ۱۸ ژانویه ۱۹۲۱ میلادی که گئورگی چیچرین وزیر خارجه شوروی به قفقاز فرستاد، گفت که تداوم سیاست سکوت در برابر موضع ارمنیان دیگر ممکن نیست. این خیانت است که بایستیم و نابودی جمهوری شوروی را نظاره کنیم؛ و پیشنهاد داد اقدام‌های لازم انجام شود.

ایوانوویچ آرالوف سفیر روسیه در آنکارا با اشاره به این رخدادهای اواخر سال ۱۹۲۰ و اوایل ۱۹۲۱ میلادی می‌نویسد:

«نیروهای ترکیه کشتارها و قتل‌عام‌های خونینی را بر ارمنیان تحمیل کردند. بیش از ۶۹٬۰۰۰ نفر به قتل رسیدند.»

یک دائرةالمعارف شوروی به سال ۱۹۶۱ میلادی تعداد قربانیان مناطق تحت اشغال ترک‌ها در جریان جنگ را نزدیک به ۱۹۸٬۰۰۰ نفر عنوان کرده است. یکی از دلایل اصلی این که این قتل‌عام‌ها در قفقاز، که واهاکن دادریان نسل‌کشی کوچک خوانده است، بدون مخالفت و اعتراض زیاد انجام شد، انقلاب روسیه بود. تُرک‌ها در روابط شان با بلشویک‌ها توانستند جنگ با ارمنیان را جنگی علیه دولت‌های متفق جلوه دهند، و از این طریق مقاصد خصمانه خود را در قفقاز دور پنهان کنند.

سیاست کمالیست‌ها و ترکیه امروزی

بعد از تأسیس رژیم جمهوری ترکیه توسط مصطفی کمال آتاتورک، سیاست دولت کمالی مبنی بر ایجاد وطن خالص تُرک در نواحی شرقی ترکیه که هنوز تعدادی از ارمنی‌ها در آنجا ساکن بودند آغاز شد؛ که در اوایل دهه ۱۹۲۰ میلادی تعدادی ارمنی در جنبش کمالی وجود داشته که حتی به صورت فعال وی را در جنبش ملی تُرکی یاری رسانده و از ایدئولوژی کمالیست و جنبش سکولار وی حمایت کردند. ارمنی‌ها می‌پنداشتند که در این سکولاریسم اظهار شده از سوی آتاتورک راهی برای بقای باقی‌مانده ارمنیان در ترکیه وجود خواهد داشت. طولی نکشید که این بار هم ارمنی‌ها امیدهای خود را مانند دوران انقلاب ترکان جوان برباد رفته دیدند، چرا که ایدئولوژی کمالیسم به رغم تأکید بر اصل دموکراتیک بودن حکومت، در حقیقت در امتداد حکومت ترکان جوان و مبتنی بر حذف حداکثری غیرترکان و ایجاد دولت ملت تُرک است. این سیاست را آتاتورک در همان اوایل ایجاد نظام جمهوری با مهاجرت دادن اتراک بلغار و یوگسلاوی به مرزهای شرقی آناتولی برای تقویت تُرک‌های آن نواحی عملی کرد. وی هزاران تُرک را از بلغارستان و یوگسلاوی به منظور تُرکی سازی این مناطق در این نواحی اسکان داد تا هم حامی تُرکان آن نواحی باشند و هم ضریب امنیتی مرزهای شرقی را در برابر ارمنیان بالا ببرند.

این اقدام بخشی از برنامه تُرک گردانی این مناطق از لحاظ هویتی، تاریخی و نژادی بود که با تخریب اموال و آثار تاریخی ارمنیان و دیگر اقوام مسیحی پیگیری شد. هدف از این عمل ویرانی یادگارها و شواهد تاریخی حضور ارمنی‌ها در آسیای صغیر بود. این سیاست تا به امروز کماکان ادامه دارد. در سال‌های اخیر ترکیه برای کاهش فشارهای بین‌المللی درخصوص قتل‌عام ارمنیان برنامه‌ای را تدوین کرده است تا با گرجی نشان دادن محل سکونت ارمنیان را در قارص و اردهان و وانمود کردن این نکته که مناطق فوق در هیچ دوره تاریخی محل سکونت ارمنیان نبوده، در تحت تأثیر قرار دادن مسئله کشتار ارمنیان توسط دولت عثمانی سعی دارد. در همین راستا کلیساهای به جامانده از ارمنی‌ها در ترکیه در حال واگذاری به گرجی‌ها می‌باشد، علاوه بر این ترکیه از جایگزینی ترک‌های مسختی به جای ارمنی‌ها در جاواختی به دلیل اینکه به نوعی ارمنی‌ها را از مرزهای این کشور دور می‌کند و ضریب امنیتی این کشور را بالا می‌برد. حمایت می‌کند. ضمن اینکه با استقرار مسختی‌ها به جای ارمنیان، محاصره ارمنستان به وسیله تُرک زبانان کامل تر می‌گردد.

اظهارات و عقاید رهبران ناسیونالیستی و پان ترکیسمی تُرک‌ها

تبعید ارمنی‌ها از ارزروم، عکاس اهل اتریش، ویکتور پیت شْمَن

سلطان عبدالحمید سال ۱۸۹۹ میلادی اشاره به مسئله ارمنی‌ها:

«در آناتولی تنها ما باید باقی بمانیم، خدا را شکر که ما توانستیم این آخرین پناهگاه را برای برادران مسلمان خود که از همه سو رانده شده‌اند، حفظ کنیم.»

دکتر ناظم عضو کمیته مرکزی حزب اتحاد و ترقی:

«بگذار عناصر غیر تُرک از هر ملیت و دینی که هستند، نابود شوند، این کشور را باید از عناصر غیر تُرک پاک کرد.»

«رضا علی دیوان بیگی»، از سیاست مداران آن روز ایران در یادداشت‌های دوران زندگی سیاسی خود دربارهٔ مرام فرقه تُرکان جوان می‌نویسد:

«حفظ مملکت پهناور عثمانی. اجرای پان ترکیسم یعنی احیاء و اشاعه فرهنگ تُرکی در مناطق تُرک زبان و سرانجام انضمام آن مناطق به امپراتوری عثمانی. گسترش نفوذ خلیفه عثمانی در ممالک اسلامی.»

تبعید ارمنی‌ها از ارزروم، عکاس ویکتور پیت شْمَن

«حسین جاهد یالچین» صاحب امتیاز روزنامه طنین، نشریه رسمی ترکان جوان بود، از ایده سلطه و حاکمیت تُرک‌ها دفاع کرد و نوشت:

«هر چه می‌خواهید بگویید، ولی ملت حاکمه این کشور تُرک‌ها هستند و خواهند بود. جوامع مسیحی هیچ هدف و مقصودی جز نابودی کشور ندارند. این کشور سرزمین پدری تُرک‌ها بوده است؛ لذا اساساً حق اداره و تعیین سرنوشت کشور و گرفتن تصمیمات مهم و بنیادی باید در دست تُرک‌ها باشد.»

«تورک گوجو» از تشکیلات ناسیونالیست تُرک بود که هدفش را نجات نژاد تُرک از نابودی می‌دانست و از زبانی تند و به سختی نژادپرستانه برای بیان دیدگاه‌هایش بهره می‌برد. شعار آنان این بود (قدرت تُرک برای هر کاری کافی است) این تشکیلات اهدافش را در راستای پیش برد تفکر تورانی تنظیم کرده بود که:

«همه دنیا را از سیل خروشان خود خواهد پوشاند. همگان را به کرنش واخواهد داشت و هیچ شمشیری را نشکسته و هیچ قلعه‌ای را فتح نشده باقی نخواهد گذاشت. نگهبان قدرت تُرک، پاسدار اجاق تُرک، مدافع میهن تُرک اینان پیش قراولان توران خواهند بود. مشت آهنین تُرک بار دیگر زمام دنیا را در دست خواهد گرفت، و جهان دیگربار در برابر قدرت آنان به خود خواهد لرزید.»

اعضای پارلمان ناسیونالیسم تُرک پس از جنگ، حتی با درک این وقایع، مسببان نسل‌کشی را ستوده‌اند:

«شما آگاهید که موضوع اخراج واقعه‌ای بود که در جهان غوغا به راه انداخت و همه ما را قاتل قلمداد کردند. ما حتی قبل از انجام آن هم می‌دانستیم که جهان مسیحی ساکت نمی‌ماند و آنها خشم و غصب مسیحیان را علیه ما برخواهند انگیخت. اما ما چرا باید خود را قاتل بخوانیم؟ چرا باید مسئولیت این موضوع بزرگ و دردسر آفرین را بپذیریم؟ این کارها برای تأمین میهن ما صورت پذیرفتند، وطنی که آنرا حتی از جان مان مقدس تر می‌دانیم.»

در یازدهم نوامبر ۱۹۱۴ میلادی دولت عثمانی وارد جنگ شد و اعلامیه‌ای صادر نمود:

«آرمان کشور و مردم ما، ما را به سوی نابودی دشمن روسی مان هدایت می‌کند تا بدین طریق به همسایه‌ای طبیعی برای امپراتوری ما که باید تمام شاخه‌های نژاد ما را در برگیرد و متحد کند، دست یابیم.»

اسماعیل انور در ششم دسامبر ۱۹۱۴ گفت:

«می‌خواهم از طریق افغانستان به هند بروم.»

ارمنیان مهمترین مانع منطقه‌ای در راه تحقق این هدف بودند. تبعید بی رحمانه ارمنیان را می‌توان تاحدی برخاسته از آرزوی از میان برداشتن مرز میان ترکیه و اقوام تُرک روسیه که کنار مرز می‌زیستند، دانست. در اکتبر ۱۹۱۸ میلادی انور پاشا به برادرش نوری پاشا فرمانده نیروی عثمانی در باکو دستور داد به منظور دست یافتن به پیوستگی و یکدستی جمهوری آذربایجان را از روس‌ها و ارمنیان پاک کند.

اظهارات مقامات آلمانی

سربازان تُرک در کنار جمجمه‌های باقی‌مانده از قربانیان ارمنی

یاکوب کونتسلر، مبلغ مذهبی گزارش کرده از حزب اتحاد و ترقی:

«زندگی کردن در کنار ارمنیان غیرممکن است. جنگ به ترکیه این فرصت را داده که یا از شر ارمنیان خلاص شود یا از کشور بیرونشان کند.»

یوهان لپسیوس، مبلغ مذهبی:

«ارمنیان ارزروم از اقطار مسلمانشان از یک قتل‌عام محتمل الوقوع باخبر شده‌اند.»

اشتانگه افسری آلمانی که با یگان‌های تشکیلات مخصوصه در جبهه قفقاز همکاری می‌کرد، می‌نویسد:

«از آنجا که تصمیم اخراج ارمنیان را ارتش گرفته بود انتظار تلاش چندانی برای حفظ جان و مال تبعیدیان نمی‌رفت. صدها هزار نفر کشته شدند. مقامات همه چیز را از خانه و مغازه گرفته تا اموال و کالاها را از آن خود کردند. دارایی‌های کلیسای ارمنی صد و پنجاه هزار لیر برآورد می‌شد. مصادره اموال به غیرانسانی‌ترین وجه انجام می‌شد و خانواده‌ها و زنان به هیچ محافظتی بیرون انداخته می‌شدند. گمان موجهی است اگر فکر کنیم ملاحظات نظامی در درجه دوم اهمیت بودند و هدف اصلی استفاده از این فرصت عالی برای اجرای نقشه درازمدت تضعیف، اگر نه نابودی، ارمنیان بوده است، آنهم در حالی که هیچ اعتراضی از جانب دول خارجی متوجه عثمانی‌ها نبود. ترکان جوان در قسطنطنیه تصمیم به اخراج و نابودی ارمنیان و آنرا با کمک ارتش و شبه نظامیان داوطلب سازماندهی و عملی کرده بودند.»

شوبنر ریشتر بر اساس گفتگوهای خود با مقامات متعدد گزارش کرده است که نقشه نابودی ارمنیان بسیار پیشتر از آنچه تصور می‌شود طرح‌ریزی شده بوده است. او از افراد زیادی شنیده بود که (امپراتوری باید بر بنیانی اسلامی و پان ترکیستی باز تأسیس شود) اقلیت‌های غیر مسلمان یا باید به زور مسلمان یا در غیر این صورت معدوم شوند. «محمود کامل پاشا»، فرمانده ارتش سوم در آن زمان، از جمله کسانی است که به او گفته بود پس از جنگ خبری از مسئله ارمنی نخواهد بود.

مورتمان، سر کنسول آلمان در استانبول، در گزارش ۳۰ ژوئن ۱۹۱۵ می‌نویسد:

«اسماعیل جنبلات، از حزب و اتحاد ترقی و رئیس نظمیه استانبول، با اشاره به نقشه آناتولی گفت:اخراج ارمنیان شامل تمام مناطق آناتولی خواهد بود. مورتمان می‌نویسد:این را نمی‌توان به استلزامات نظامی نسبت داد و توجیه کرد و یادآوری می‌کند که چند هفته پیش طلعت به او گفته بود: بحث ما برسر نابود کردن ارمنیان است.»

«فون میکوش»، سرگرد آلمانی شرح داده اعضای یک دسته تشکیلات مخصوصه متشکل از محکومان، چگونه کشتارهایی را که دستور فرماندهان خود مرتکب شده بودند، با لذت تمام برای او تعریف می‌کردند. این سرگرد اجسادی را دیده بود که درحالی که به هم بسته بودند به فرات افکنده می‌شدند.

سفیر آلمان وانگنهایم در ششم مه (ماه) می‌نویسد:

«اخراج ارمنیان از مناطق پرجمعیت ارمنی‌نشین ادامه دارد.»

والتر روسلر، کنسول آلمان در حلب در گزارش روز دهم می می‌نویسد:

«به دنبال اخراج‌های زیتون و دورتیول، دامنه اخراج‌ها به ماراش هم کشیده شد. وی افزوده است:از کشتارهای وسیعی که اتفاق افتاده به نظر می‌رسد مقصود نابودی همه ارمنیان منطقه است.»

نقش تشکیلات مخصوصه در نسل‌کشی ارمنیان

تبعید ارمنی‌ها از ارزروم، عکاس ویکتور پیت شْمَن

ترکان جوان تشکیلات مخصوصه را بنیان گذاشتند. کوشچوباشی اشرف، یکی از چهره‌های مرکزی کمیته، ادعا می‌کند که این تشکیلات مابین سال‌های ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۳ ایجاد شد. جمیل دبیر اتحاد و ترقی می‌نویسد بحث برسر موضوع پس از شکست بالکان آغاز شد، و این که تشکیلات مخصوصه درواقع در ژوئیه ۱۹۱۴ تأسیس شد. توفیق بیک اوغلو گزارش داده است که تشکیلات مخصوصه در پی فرمان محرمانه اسماعیل انور در آگوست سال ۱۹۱۴ تأسیس شد. برخی معتقدند که این تشکیلات در سال ۱۹۱۱ ایجاد شد. «جمال پاشا» در خاطراتش گفته است فعالیت تشکیلات مخصوصه در زمان جنگ‌های بالکان آغاز شد.

تبعید ارمنی‌ها از ارزروم، عکاس ویکتور پیت شْمَن

با این حال آنها مدعی شدند که تشکیلات مخصوصه به عنوان واحدی در درون وزارت دفاع مشغول فعالیت بوده است. طلعت پاشا در خاطراتش می‌نویسد: «تشکیلات مخصوصه یک اداره دولتی بود.» طی دادگاه‌های پس از جنگ استانبول، مدعی العموم سعی داشت ثابت کند که تشکیلات مخصوصه در پی مصوبه کمیته مرکزی ترکان جوان تأسیس شده است. این به نوبه خود ثابت می‌کرد که اخراج ارمنیان و کشتار آنها به تحریک و ابتکار ترکان جوان انجام شده است.

در جریان نسل‌کشی ارمنیان همکاری بسیار زیادی میان تشکیلات مخصوصه و کمیته مرکزی و نیز تشکیلات محلی ترکان جوان وجود داشت. در دادگاه سال ۱۹۱۹ رهبران حزب اتحاد و ترقی، اسناد و اقرارهای بسیاری ارائه شد، مبنی بر این حقیقت که تشکیلات مخصوصه حتی زمانی که به طور رسمی به وزارت جنگ وصل بود، دست در دست ترکان جوان فعالیت می‌کرده است.

بهاءالدین شاکر، یکی از اعضاء کمیته مرکزی ترکان جوان و یکی از سردستگان تشکیلات مخصوصه در نامه مورخ پانزدهم مارس به علی کمال، نماینده مخصوص اتحاد و ترقی در آدانا چنین نوشت:

«این کمیته همواره برای پاک کردن میهن از این قوم رانده شده (یعنی ارمنیان) بدنام آماده است. عزم ما بر این است که دست هایمان را از شر این لکه ننگ که سراسر تاریخ عثمانی را آلوده کرده است، پاک کنیم.»

کمیته مرکزی ترکان جوان دستورهایی دربارهٔ تشکیل یگان‌های تشکیلات مخصوصه در شرق آناتولی ابلاغ کرد. عصر همان روزی که فرمان بسیج عمومی اعلام شد (دوم آگوست)، جلسه مهمی در کمیته مرکزی ترکان جوان تشکیل شد که در آن تصمیم جامعی که باید در آینده نزدیک اجرایی می‌شد، اتخاذ گردید. هدف از این تصمیم تشکیل یک (تشکیلات مخصوصه) بود که عملیات‌های نظامی ما در خاک دشمن را تسهیل کند، خواه ما وارد جنگ شویم خواه نشویم. در صورت آغاز جنگ وظیفه این گروهای نامنظم که تشکیلات مخصوصه باید آنها را مسلح می‌کرد، حمله‌های ناگهانی در قلمرو دشمن خواهد بود.

این طرح شامل برانگیختن شورش‌هایی در مصر، قفقاز، ایران و هند بر ضد انگلیسی‌ها و روس‌ها می‌شد. تلگرافی که «حلمی»، بازرس اتحاد و ترقی در ارزروم، برای بهاء الدین شاکر فرستاده نیز موید آن است:

«افرادی در داخل کشور هستند که باید از میان بروند، این دیدگاهی است که دنبال می‌کنیم. این افراد ارمنیان بودند.»

یک کمیسیون اجرایی برای تشکیلات مخصوصه که مجدداً سازماندهی شده بود، متشکل از نمایندگانی از وزارت داخله، وزارت جنگ و کمیته مرکزی ترکان جوان، در وزارت جنگ تشکیل شد. در طول محاکمات بعد از جنگ، «عاطف بیگ» اقرار کرد که وزارت جنگ به کمیسیون مذکور اختیار و قدرت بخشیده بود و ما با اداره تدارکات و کمیته دفاع ملی، کمیته اتحاد و ترقی و همه وزارت خانه‌ها و نهادهای ملی هماهنگ بودیم. هماهنگی میان وزرای دولت، کمیته مرکزی ترکان جوان و شاخه متعدد ایالتی به این کمیسیون محول شده بود.

وظیفه اصلی این کمیسیون اجرایی تشکیل یگان‌های تشکیلات مخصوصه برای عملیات در روسیه و ایران بود.

وظیفه سازماندهی دارودسته‌های مسلح در منطقه به بهاءالدین شاکر محول شد. او همچنین به شمال قفقاز نیز فرستاده شد، در حالی که «عمر ناجی بیگ» و «روشنی بیگ» به ایران گسیل شدند؛ و «رئوف بیگ» و «عبید الله افندی» به افغانستان رفتند. اما اقدامات تحت شرایط کاملاً سری انجام می‌شد.

سه منبع عمده نیروی انسانی تشکیلات مخصوصه برای انجام وظایف محوله بدین قرار بود:

طوایف کُرد، محکومان محبوس، مهاجران اخیر قفقاز و روملیا (الجزایر). «حلمی»، دبیر حزب اتحاد و ترقی در منطقه ارزروم، عهده دار ترکیب و ترتیب این دسته‌ها در منطقه خود بود.

احمد رفیق (احمد رفیق شاعر، نویسنده، مورخ و استاد تاریخ) مدعی است که:

«این دسته‌ها از قاتلان و سارقانی بودند (محکومان محبوس) که از حبس آزاد شده بودند. آنها دستورهای هفتگی خود را در محوطه وزارت جنگ دریافت کردند و سپس از طریق عامل واسطه تشکیلات مخصوصه به مرز قفقاز گسیل شدند. در طول قساوت‌هایی که در حق ارمنیان شد این دسته‌ها بودند که بزرگترین جنایات را مرتکب شدند.»

در محاکمات رهبران ترکان جوان در سال ۱۹۱۹ و در دادگاه‌های منطقه‌ای یوزگات و ترابزون نیز اسناد و ادله‌ای مبنی بر نقش مستقیم یگان‌های تشکیلات مخصوصه در قتل‌عام‌ها به دست می‌دهند. برای نمونه در دادگاه یوزگات «خلیل رجایی» و «سحاب الدین»، هر دو از افسران ارتش، اقرار کردند که این قتل‌عام‌ها به دست دسته‌های نظامی انجام می‌شد و خود آنها دستور داشتند که مداخله نکنند. در خلاصه نهایی محاکمه آمده است:

«دسته‌های مستحفظِ ستون‌های تبعیدیان، متشکل از جنایتکاران و تبهکاران سابقه دار، با کمک ژاندارم‌های همکارشان، ارمنیان بی دفاع را ظاهراً به قصد تبعید از شهرها بیرون می‌کردند. وقتی که به قدر کفایت از شهرها فاصله می‌گرفتند جای خود را به دسته‌های راهزن می‌دادند؛ که آنها نیز پس از غارت اموال اخراج شدگان، آنها را می‌کشتند.»

دستگیری و قتل‌عام مشاهیر ارمنی

تعدادی از مشاهیر ارمنی که در استانبول به قتل رسیدند
نمونه ایی از تلگراف‌های محرمانه رمز شده طلعت پاشا

تاریخ رسمی آغاز نسل‌کشی ارمنیان را ۲۴ آوریل ۱۹۱۵ می‌دانند، اما این تاریخ تا حد زیادی نمادین است. در بسیاری از ولایت‌های امپراتوری این بازداشت از نوزده آوریل آغاز شده بود. توقیف افراد برجسته ارمنی در بسیاری شهرها آغاز شده بود این بازداشت‌ها به شیوه‌ای نظام مند در طول سه هفته از ۲۱ آوریل تا نوزده ماه مه ادامه یافت.

بین ۲۳۵ تا ۲۷۰ نفر از متفکران، نویسندگان، رهبران، و سیاست‌مداران ارمنی از جمله دانیل واروژان، سیامانتو، روبن سواک، روپن زارتاریان، و آرداشس هاروتیونیان در استانبول دستگیر و پس از انتقال به کشتارگاه‌ها به طرز فجیعی به قتل رسیدند. همچنین در همان روز حدود ۵۰۰۰ نفر از ارمنی‌های بی دفاع را در استانبول به کشتارگاه فرستادند که این سرآغاز قتل‌عام دسته جمعی مردم بی دفاع ارمنی بود به ویژه مردانی که به‌عنوان سرباز در پشت جبهه به بیگاری کشیده شده بودند.

ترکان عثمانی در ۲۷ ماه مه ۱۹۱۵ قانون تبعید ارمنیان به موصل و سوریه را منتشر کردند. مأموران دولت، ساکنین شهرها و روستاهای ارمنی‌نشین را مجبور به جا به جایی کرده و به دروغ به آنها گفته می‌شد که چون در منطقه جنگی قرار دارند می‌بایست برای حفظ جانشان به جاهای امن‌تری منتقل شوند. به آنها حتی فرصت نمی‌دادند که غذا و لوازم ضروری را با خود بردارند. آنان گروه‌های ارمنی را که بیشتر شان زنان، کودکان و سالخوردگان بودند، به طرف صحرای مرکزی سوریه در نزدیکی استان دیرالزور راندند که تعداد زیادی از کودکان، پیرزنان و پیرمردان در مسیر راه در اثر گرما، گرسنگی و تشنگی طاقت نیاورده و مردند. از سوی دیگر برای اجرای کامل کشتار ارمنیان مردان را از زن و بچه یشان جدا کرده، به طرز فجیعی قصابی می‌کردند و زنان و دختران جوان را برای نیات جنسی با خود می‌بردند. آنهایی هم که از خود مقاومت نشان می‌دادند، بطور وحشیانه‌ای می‌کشتند.

جنرال قنسول دولت ایران در استانبول شرح این واقعه را در ۱۸ جمادی‌الثانی ۱۳۳۳ به وزارت خارجه ایران چنین گزارش می‌کند:

«از روز شنبه ۱۱ جمادی‌الثانی ۱۳۳۳ حکومت عثمانی بعضی از ارمنی‌های اتباع عثمانی و اجنبی مقیمین اسلامبول را شب و روز علی الاتصال یک دفعه در اقامتگاه و تجارتخانه و در دکان هایشان دستگیر و در محبس توقیف نمود و به طور یقین هنوز کیفیت معلوم نشده که مقصود ضابطه حکومت محلی از توقیف ارمنی‌ها چه بوده و تقصیر اشخاص موقوفین چیست؟ حکومت عثمانی اغلب این اشخاص را برای تأمین و استقرار آسایش از اسلامبول نفی و به سمت شهرهای آناتولی فرستاده است و اشخاصی که تا حال توقیف شده عده آنها تا هفتصد الی هزار نفر رسیده و در میان آنها از معتبران ارمنی از قبیل وزیر سابق پست و تلگراف و غیره هم می‌باشد.»

جمعیت و آمار کشته شدگان و مهاجرت ارمنیان از ارمنستان غربی

در تاریخ چهاردهم مارس ۱۹۱۹ میلادی مقامات استانبول پس از تحقیق تعداد قربانیان ارمنی را ۸۰۰٬۰۰۰ نفر اعلام کرد. این تحقیقات توسط کمیسیونی که مصطفی عارف دیمر، وزیر داخله در دسامبر ۱۹۱۸ میلادی تأسیس کرده انجام شد. اعلامیه مزبور در ۱۸ مارس ۱۹۱۹ میلادی به دست وزیر داخله وقت جمال بِی تنظیم شد. به دنبال واکنش نمایندگان و دیگر دولتمردان رسوا شده جمال بی مجبور شد بیانیه خود را تعدیل کند او توضیح داد رقم هشتصد هزار نفر تعداد کل ارمنیان تبعیدی بوده و نه تعداد کشتگان، او اذعان کرد هیچ اطلاعی از تعداد بازماندگان ندارد.

با این همه رقم هشتصد هزار نفر کشته شده تا حدی قبول عام یافت. مصطفی کمال آتاترک و داماد فرید پاشا صدراعظم هر دو به دفعات از این رقم ذکر به میان آوردند. در سال ۱۹۲۸ میلادی ستاد کل ارتش کتابی دربارهٔ موضوع تلفات و خسارات جنگ جهانی اول منتشر کرد و رقم هشتصد هزار نفر در آن تکرار شد. یوسوف حیکمت بایور مورخ تُرک، طی اظهار نظری گفته این رقم را باید صحیح دانست.

نقشه‌ای از مکان‌های قتل‌عام و مراکز تبعید و مرگ ارمنیان
سرشماری جمعیت ارمنستان غربی بر اساس داده‌های آرنولد جی. توینبی

در ۱۸۶۳ دولت عثمانی فرمانی صادر کرده بود که به موجب آن به ارامنه آزادیهایی در چهارچوب (خط همایون) می‌داد.

زمامداران عثمانی بویژه در وجود ارمنیان تهدیدی نسبت به تمامیت ارضی کشور خود می‌دیدند، و ارمنستان به نظرشان بلغارستان دومی می‌آمد که می‌بایست به موقع کلکش را بکنند. از ۱۸۷۸ به بعد تمام سیاست عثمانی بیشتر در اطراف این نقشه دور می‌زد که پایه‌های خودمختاری آتی ملت ارمنی را خراب کند، و این کار را با تقلیل عمدی نفوس ارمنیان و تبدیل به یک اقلیت نژادی بسیار ناچیز انجام دهد.

یکی از نخستین کارهای دولت عثمانی در اجرای آن نقشه دستکاری ارضی در شهرستانهای ارمنی‌نشین بود. مرزهای تازه به نحوی تعیین شد که از اهمیت نسبی عنصر ارمنی می‌کاست. با جداکردن اراضی ارمنی‌نشین به اجبار و با الحاق زمینهای تازه‌ای به آنها که مسلمانان در آنها اکثریت داشتند دولت عثمانی موفق شد ساختار نژادی بسیاری از ولایات ارمنی‌نشین را تغییر دهد.

بر اساس سند وزارت امور خارجه آمریکا جمعیت کل ارمنیان جهان در سال ۱۹۲۲ را ۵٬۰۰۴٬۰۰۰ نفر تخمین زده شده است.

"این نکته را نیز باید خاطرنشان نمود که قتل‌عام اکثر ساکنان ارمنی مناطق الشکیرت و دغوبایزید در ۱۸۷۷–۱۸۷۸ قبلاً" بین ارمنستان روسیه و مناطق موش و وان که در آنها ساکنان ارمنی اکثریت زیادی داشتند، یک نوار ارضی با اکثریت کُرد فاصله انداخته بود."

ساموئل کوکس سفیر آمریکا در قسطنطنیه بین سال‌های ۱۸۸۰ تا ۱۸۸۶ جمعیت ارمنیان در امپراتوری عثمانی را ۲٬۴۰۰٬۰۰۰ نفر ذکر کرده است.

پروفسور جاستین مک‌کارتی در کتاب (مسلمانان و اقلیتها) مهاجرین ارمنیان از ارمنستان غربی به کشورهای دیگر را ۸۱۰٬۸۸۰ نفر تخمین زده است.

بر اساس سند وزارت امور خارجه آمریکا جمعیت کل ارمنیان جهان در سال ۱۹۲۲ را ۵٬۰۰۴٬۰۰۰ نفر تخمین زده شده است و در این آمار قید شده است که در طول کشتار ارمنیان از ۱۸۹۴م تا ۱۹۲۱م، ۸۱۷٬۸۷۳ نفر مجبور به مهاجرت و فرار از ارمنستان غربی به کشورهای دیگر شدند.

«جمعیت ارمنیان در قسطنطنیه و منطقه آناتولی ۲۸۱٬۰۰۰ نفر، در اولین جمهوری ارمنستان ۱٬۲۰۰٬۰۰۰ نفر، در گرجستان ۴۰۰٬۰۰۰ نفر، در جمهوری آذربایجان ۳۴۰٬۰۰۰ نفر، در روسیه و مناطق دیگر قفقاز ۲۵۵٬۰۰۰ نفر، در ایران ۵۰٬۰۰۰ نفر، در هند و آسیای شرق و استرالیا ۱۲٬۰۰۰ نفر، در کشورهای عربی مانند سوریه، مصر، فلسطین ۱۳۲٬۰۰۰ نفر، در اروپا ۲۰۶٬۰۰۰ نفر، در قاره آمریکا ۱۲۸٬۰۰۰ نفر تخمین زده شده است.»

کتاب رسمی تُرکی اثر (صلاح الدین بیگ) در نمایشگاه بین‌المللی تاریخ، در فرانسه ساکنان شرق امپراتوری عثمانی را در ۱۸۶۷م را این گونه نوشته است:

«۱٬۹۰۶٬۰۰۰ نفر در (وان، ارزروم، خارپرت و منطقه کردوئنه) زندگی می‌کردند که ۱٬۳۰۰٬۰۰۰ نفر ارمنی، ۶۰٬۰۰۰ نفر دیگر اقوام مسیحی، ۵۴۶٬۰۰۰ نفر تُرک، کُرد، تُرکمن، چرکس و غیره بودند.»

ویتال کوینت، جغرافیدان فرانسوی در کتاب (ترکیه آسیایی، موقعیت جغرافیایی و آمار)، به بررسی مناطق و تعداد جمعیت ساکنین تحت کنترل امپراتوری عثمانی پرداخت ولی به دلایل زیر موفق به تکمیل کردن تحقیق خود نشد. «۱:محدودیت‌های اعمال شده توسط مقامات ترکیه تحقیقات او ناتمام ماند. ۲:به دلیل عدم کنترل مقامات ترکیه برای استانهای دورتر، برای تکمیل کردن تحقیقات خود غیرممکن بود.» کتاب ویتال کوینت،منتقدانی هم داشته و منتقدان کتاب ویتال کوینت، ادعا می‌کردند آمار تهیه شده توسط او آمار درستی نمی‌باشد. ویتال کوینت جمعیت ارمنی‌های شرق آناتولی را در سال ۱۸۹۱–۹۲ را ۸۴۰٬۰۰۰ نفر و کل جمعیت ارمنیان را ۱٬۴۷۵٬۰۱۱ نفر برآورد کرده است. ویتال کوینت در تحقیقات مستقل خود ارمنیان شش ولایت را در سال ۱۹۱۴م ۱٬۴۷۵٬۰۰۰ نفر برآورد کرده است.

پروفسور آلمانی هرمان وامبری، جمعیت ارمنیان شش ولایت را در سال ۱۸۹۶، ۱٬۱۳۰٬۰۰۰ نفر برآورد کرده است.

هنری لینچ، محقق انگلیسی جمعیت ارمنیان شش ولایت را در سال ۱۹۰۱، ۱٬۳۲۵٬۰۰۰ نفر برآورد کرده است. هنری لینچ به مانند جغرافیدان فرانسوی ویتال کوینت تحت فشار شدید مقامات دولت عثمانی قرار داشت. دولت عثمانی سعی داشته است که با فریب دادن هنری لینچ مناطقی که ارمنیان و مسلمانان در کنار هم زندگی می‌کردند ارمنیان آن مناطق را هم به عنوان مسلمان شمارش قرار بگیرند.

مارسل لیرت مورخ فرانسوی جمعیت ارمنیان آناتولی شرق را در سال ۱۹۱۲م این گونه سرشماری کرده است: «ارمنی‌ها در ارزروم ۲۱۵٬۰۰۰ نفر در مقابل تُرکها ۲۴۰٬۰۰۰ نفر، ارمنی‌ها در وان ۱۸۵٬۰۰۰ نفر در مقابل تُرکها ۴۷٬۰۰۰ نفر، ارمنی‌ها در بیتلیس ۱۸۰٬۰۰۰ نفر در مقابل تُرکها ۴۰٬۰۰۰ نفر، ارمنی‌ها در خارپرت ۱۶۸٬۰۰۰ نفر در مقابل تُرکها ۱۰۲٬۰۰۰ نفر، ارمنی‌ها در دیاربکر ۱۰۵٬۰۰۰ نفر در مقابل تُرکها ۴۵٬۰۰۰ نفر، ارمنی‌ها در سیواس ۱۶۵٬۰۰۰ نفر در مقابل تُرکها ۱۹۲٬۰۰۰ نفر می‌باشند در مجموع ارمنیان در شش ولایت ۱٬۰۱۸٬۰۰۰ نفر و تُرکها ۶۶۶٬۰۰۰ نفر برآورد شده‌اند. در این آمار قزلباش ۱۴۰٬۰۰۰ نفر، کُردها ۴۲۴٬۰۰۰ نفر، مردم زازا ۷۷٬۰۰۰ نفر، یزیدیان ۳۷٬۰۰۰ نفر برآورد شده‌اند.»

(شهرهای ارمنی‌نشین آدانا (جمعیت ارمنیان در سال ۱۹۱۵ میلادی ۲۰٬۰۰۰ نفر بوده است)،ترابزون (جمعیت ارمنی شهر در سال ۱۹۱۵ میلادی ۶۵٬۰۰۰ نفر بوده است)، و شهرهای دیگر ارمنی در این آمار لحاظ نشده است)

سرشماری جمعیت ارمنستان غربی بر اساس داده‌های آرنولد جی. توینبی در سال ۱۹۱۲م.

گروه‌های نژادی بتلیس دیاربکر ارزروم الازیغ سیواس وان مجموع %
ارمنیان ۱۸۰٬۰۰۰ ۱۰۵٬۰۰۰ ۲۱۵٬۰۰۰ ۱۶۸٬۰۰۰ ۱۶۵٬۰۰۰ ۱۸۵٬۰۰۰ ۱٬۰۱۸٬۰۰۰ ۳۸٫۹
ترک‌ها، ۱ ۴۸۰۰۰ ۷۲٬۰۰۰ ۲۶۵٬۰۰۰ ۱۸۲٬۰۰۰ ۱۹۲٬۰۰۰ ۴۷٬۰۰۰ ۸۰۶٬۰۰۰ ۳۰٫۸
کردها، ۲ ۷۷٬۰۰۰ ۵۵٬۰۰۰ ۷۵٬۰۰۰ ۹۵٬۰۰۰ ۵۰٬۰۰ ۷۲٬۰۰۰ ۴۹۹٬۰۰۰ ۱۹٫۱
اقوام دیگر، ۳ ۳۰٬۰۰۰ ۶۴٬۰۰۰ ۴۸٬۰۰۰ ۵٬۰۰۰ ۱۰۰٬۰۰۰ ۴۳٬۰۰۰ ۲۹۰٬۰۰۰ ۱۱٫۱
مجموع ۳۸۲٬۰۰۰ ۲۹۶٬۰۰۰ ۶۳۰٬۰۰۰ ۴۵۰٬۰۰۰ ۵۰۷٬۰۰۰ ۳۵۰٬۰۰۰ ۲٬۶۱۵٬۰۰۰ ۱۰۰

شامل قزلباش
شامل مردم زازا
آشوری‌ها (نسطوری، کلیسای کلدانی), چرکس، مردم یونانی، ایزدیان، فارسی‌زبانان، لازها، کولی

آمار کشته شدگان ارائه شده توسط کشیش یوهان لپسیوس مبلغ مذهبی آلمانی:

«کل ارمنیان کشته شده فقط در سال۱۹۱۵. ۱٬۳۹۶٬۳۵۰ نفر»

ارمنی‌های پنهان یا کریپتو

ارمنی‌های پنهان (به ارمنی ծպտեալ հայեր - به انگلیسی Hidden Armenians)، یا ارمنی‌های کریپتو (به انگلیسی crypto-Armenians)، به گروهی گفته می‌شود که در طی نسل‌کشی؛ کودکان یتیم، دختر و پسر جوان ارمنی دزدیده، یا از سوی خانواده‌های مسلمان محلی به فرزند خواندگی پذیرفته شدند که نام آنها را تغییر داده و به اجبار قومیت تُرکی و یا کُردی را پذیرفتند و مسلمان شدند و به بقای خود ادامه دادند. امروزه تعداد نامعلومی از افراد با اصلیت ارمنی در ترکیه وجود دارند که یا از تبار خود آگاه نبوده یا از ترس ارمنی بودن هویت خود را پنهان کردند.

اشخاص سرشناسی که پس از گذشت نزدیک به صد سال از نسل‌کشی هویت اصلی خود را دریافتند یا هویت اصلی آنان فاش شده:

یتیمان ارمنی

در حد فاصل سال‌های ۱۸۹۴ تا ۱۹۲۳ میلادی بر اثر نسل‌کشی ارمنیان در امپراطوری عثمانی بیش از ۵۰۰ هزار کودک و نوجوان ارمنی کشته شده‌اند. اکثر آنها تیرباران، مسموم، خفه و یا از گرسنگی و بیماریهای مختلف جان سپردند، عده‌ای نیز که جان سالم بدر بردند اما نتوانستند از ترکیه فرار کنند، بزور مجبور به ترک دیانت شده و بعنوان برده به خانواده‌های تُرک و کُرد فروخته شدند.

در جنگ جهانی اول ترکان جوان و حزب اتحاد و ترقی بهترین فرصت را مهیا دیده و برنامه از پیش طراحی شده خود برای کودکان یتیم ارمنی را اجرا کردند.

این برنامه چنین بود: «همه کودکان باید جمع‌آوری و به یتیم خانه‌های دولتی در چند مکان معین فرستاده می‌شدند، همه این کودکان باید تَرک دیانت شوند. بر اساس گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی حمایت از زنان و کودکان که پس از جنگ جهانی اول منتشر شده بعلت آنکه یتیم خانه‌های سراسر امپراتوری عثمانی گنجایش آن همه یتیم را نداشت بیش از سی هزار کودک ارمنی در بازار برده فروشی معامله شده تا بعنوان نوکر در حرم‌سراها و کارگر بکار گرفته شوند در این خصوص زندگی نامه بیش از دو هزار دختر و پسر یتیم که بعدها از خانه‌های مردم تُرک و کُرد جمع‌آوری و از ترکیه منتقل شدند در سازمان ملل متحد ثبت شده است». بر طبق آمارهای ارائه شده از سوی «جان بارتون» در حد فاصل سال‌های ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۳ میلادی و بر اثر تلاش سازمان‌های خیریه آمریکایی، بخصوص کمیته آمریکایی کمک به سوری‌ها و ارامنه بیش از ۳۰۰۰۰ هزار یتیم (نوجوان دختر و پسر) و کودک ارمنی از اقصی نقاط امپراتوری عثمانی نجات و به سوریه، لبنان، یونان و اورشلیم منتقل شدند.

گروه دیگری از کودکان یتیم در پی به قدرت رسیدن کمالیست‌ها در سال‌های ۱۹۲۱ تا ۱۹۲۲ میلادی موفق به نجات و مهاجرت از امپراطوری عثمانی می‌شوند.

همچنین در سپتامبر ۱۹۲۲ میلادی بیش از ۵۰۰۰ یتیم ارمنی و یونانی بر اثر آتش‌سوزی عمدی کمالیست‌ها در شهر ازمیر توسط سازمان پناهندگان آمریکایی و شخص «سارا کورنینگ» نجات یافتند که توسط کشتی جنگی آمریکایی به یونان منتقل شدند.

بیش از هزار و چهارصد دختر یتیم ارمنی که از اورفا در ترکیه به روستای کوهستانی غریز در لبنان منتقل شده بودند، با کمک هووهانس تاسچیان، از اساتید ارمنی فرش‌بافی، فنون بافندگی، رنگ‌رزی و نقش‌زنی را آموختند. سه هزار تخته فرش توسط دختران یتیم ارمنی بافته شد و به آمریکایی‌هایی که با اعانه‌های خود، هزینه نگهداری این کودکان را پرداخت می‌کردند، هدیه شد. یکی از آن فرش‌ها به نام فرش یتیمان ارمنی در کاخ سفید پهن شد.

ایران

در سرتاسر تاریخ، ملت ایران معمولاً خود را حامی ملت ارمنستان در نظر می‌گیرد. با این وجود در این مورد، هیچ مقاومتی از جانب سربازان اغلب مسلمان ایران مشاهده نشد. پس از عقب‌نشینی سربازان روس از شمال غرب ایران، ترک‌های مسلمان به شهر سلماس در شمال غرب ایران هجوم آوردند و مسیحیان ارمنی ساکن در آن شهر را به فجیع‌ترین وضع ممکن، شکنجه و قتل‌عام کردند. گر چه باید توضیح داد که در آن زمان ایران در ضعیف‌ترین درجه از تاریخ خود بسر می‌برد و حکومت ایران کمترین تسلطی بر مرزهایش نداشت. چنانچه نیروهای عثمانی تا پایان سال ۱۹۱۸ در بخشهایی از خاک ایران حضور داشتند.

شماره ۱۲ عصر جدید - ۳ ذی الحجه - ۱۲ اکتبر ۱۹۱۵–۱۹ مهر ۱۲۹۴
شماره ۱۸ - عصر جدید - ۱۸ ذیحجه ۱۳۳۳–۲۸ اکتبر ۱۹۱۵–۴ آبان ۱۲۹۴

نسل‌کشی ارمنیان و مطبوعات وقت ایران عملیات قتل‌عام ارمنیان از سوی حکومت عثمانی تقریباً در تمامی روزنامه‌های عمده و دیگر نشریات وقت ایران بازتاب یافت. مطالب و گزارش‌های خبری مندرج در آن از جراید وقت ایران به نام‌های رعد، عصر جدید، ایران، تبریز، ندای وطن، حبل المتین، شمس و شفق سرخ، در فاصلهٔ سال های۱۹۰۴–۱۹۲۲ میلادی /۱۲۸۳–۱۳۰۱ خورشیدی، برگرفته شده‌اند.

کشتار از ارامنه - ولی همه کس از رفتار تُرک‌ها بر ضد ارامنه متفق است. از قراری که تصور می‌کنند زمامداران امور را قصد این است که ریشه ارامنه را کنده از ۸۰۰٬۰۰۰ الی ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ آنها را به قتل رساندند. عیسویها بقبول آئین اسلام از قتل نجات می‌یابند ولی فی الوفور تمام اعضا اثاثیه خانواده وی را از زن و خواهر و دختر که بحد رشد رسیده باشند به حباله ازدواج ترک‌ها درمی‌آورند که نتوانند کیش اسلام را ترک گویند. از قراری که می‌گویند وزیر مختار آمریکا مقیم اسلامبول بتازگی پروتست سختی بر ضد قتل ارامنه کرده و گفته است که این مسئله کشیش‌های آمریکا را تهدید می‌نماید. تنها جوابی که به این مسئله دادند این بود که روز بعد بیست نفر ارمنی در خیابانهای اسلامبول بدار آویختند.

اعدام ارامنه در عثمانی - بوکارست ۲۱ آوریل - روزنامه ابوک اشعار می‌دارد که از منابع موثقه خبر می‌دهند که تُرک‌ها از ابتدای جنگ تاکنون متجاوز از ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ ارمنی را قتل‌عام نموده‌اند در ضمن ۱۰۰٬۰۰۰ نفر هم ارامنه کاتولیک مذهب معدوم شده‌اند جد و جهد حکومت آمریکا برای جلوگیری از اعمال شنیع ترک‌ها نتیجه حاصل نکرده است.

تلگراف رئیس مذهبی ارامنه از اسلامبول می‌گوید روز نهم فوریه قشون فرانسوی ماراش واقعه در سیلیسی را تخلیه نمود یک روز بعد از آن تاریخ میلیون عثمانی سه هزار نفر ارامنه را مقتول نمودند. فقط ۱۵۰۰ نفر ارمنی فراراٌ به اصلاحیه رسیدند در حالیکه عده کثیری در عرض راه بواسطه سرما منجمد شدند از بیست هزار نفر ارامنه سابق ماراش شانزده هزار نفر مقتول گردیده‌اند مخبر جریده تایمس [تایمز] از اسلامبول بیانیه مزبور را نقل نموده و بعلاوه می‌گوید: میلیون عثمانی سیاست اخراج و نفی بلد نمودن ارامنه را تهدید نموده و عده از دسته‌های تبعید شده را با همان مظالم و قساوت معمول مقتول ساخته‌اند.

سیاسی (آیا صلاح دولت عثمانی هست با دولت ایران جنگ کند یا نه)، دسته دیگر از تبعه عثمانی ارامنه هستند ظلم‌هایی که عثمانی به این طایفه نموده در تواریخ ثبت است و این طایفه همیشه با عثمانی در ضدیت بوده‌اند و در موقع فرار پناه به ایران آورده و در کمال استراحت در تحت حمایت دولت علیه گذران کرده‌اند و هر وقت عثمانی آغاز جنگ رسمی با ایران بنماید تمام ارامنه تبعه عثمانی به حمایت دولت ایران برمی‌خیزد و بالاخره عقل و تجربه حکم می‌کند که عثمانی از این جنگ غیر از رسوایی و ننگ دیگر نخواهد بست.

از جراید قفقاز - در اطراف ارومی در نقطه (سرکاور)، جوار سر حدات عثمانی و ایران دسته‌های قشون عثمانی پیدا شده و از این قرار تُرک‌ها خیال دارند که در جنوب و غرب دریاچه ارومی مشغول عملیات جنگی شوند. قشون عثمانی وارد ساوجبلاغ شده‌اند. گرچه در خود شهر ارومی سکوت و سکونت حکمفرما است ولی ارامنه خیلی مضطرب و موحش هستند.

شماره ۱۸ - عصر جدید

۱۸ ذیحجه ۱۳۳۳–۲۸ اکتبر ۱۹۱۵–۴ آبان ۱۲۹۴

اضمحلال ارامنه - ترجمه مقاله اساسی تیمس لندن مورخه سلخ سپتامبر.

مخبر ما از قاره اخبار مفصلی راجع به قتل ارامنه در آسیای صغیر نوشته و برای ما فرستاده است. دایرهٔ تعرض نسبت به ارامنه به قدری وسعت یافته و چندان قساوت و ظلم همراه آن بوده است که می‌توان گفت در تاریخ خونین شرق نزدیک، فقط یک واقعه نظیر آن یافت می‌شود. آن واقعه، که با قتل‌عام ارامنه می‌توان مقایسه کرد، که در تاریخ بلغار یافت می‌گردد. هنگامی که قشون فاتح عثمانی پای خود را برای نخستین دفعه در بالکان گذاردند، چنان در انهدام نژاد بلغار پافشاری کردند که اسم بلغار از یاد اروپایی‌ها محو گردید. تُرک‌ها کوشش می‌نمایند که ارامنه را گرفتار همان سرنوشت قساوت کارانه نمایند که در روزگار پیشین بلغار را کردند. علی الظاهر، ژان ترک‌ها (ژون تورک = جمعیت ترک‌های جوان) قصد دارند که ریشهٔ ارامنه را به کلی کَنده بدین ترتیب از این ناحیه خاطر خود را آسوده سازند.

قتل‌عام‌های ۱۸۹۴، [۱۸۹۶ و۱۹۰۹]، نسبت به آنچه حالا می‌کنند، خیلی بی‌اهمیت است. در سال ۱۹۰۹، رؤسای کمیتهٔ اتحاد و ترقی به دول اروپای غربی چنین وانمود می‌کردند که آنها به قتل ارامنه در آدانا و در تارسوس و سایر نقاط میلی ندارند و آنها مسئول این وقاحت نیستند لیکن حالا معلوم می‌شود که اظهارات ارامنه مقرون به صحت و صواب بوده و اعضای کمیتهٔ مزبور، که دعوی تجدد و اصلاح می‌کردند، باعث قتل‌عام ۱۹۰۹ ارامنه بوده‌اند. دو نفر از اشخاصی که در این عصر مستقیماً مسئول این سوء اعمال اند انور پاشا و طلعت بیک می‌باشند. از جمله مطالبی که قدری خیال شخص را راحت می‌سازد این است که هیچ‌یک از این دو نفر اصلاً ترکی نژاد نیستند و هر دو را مسلمان مصلحتی می‌دانند. انور بیک یک نفر نیمه لهستانی است و طلعت در حقیقت از نژاد کولی‌ها می‌باشد و دارای وطن و مملکتی نیست. علت عداوت انورپاشا با ارامنه این است که آنها در جنگ‌های قفقاز به قشون روس کمک کردند. لیکن چه جای شبهه که مبداء جمیع این جرایم و مسئول خون یک میلیون و نیم ارامنهٔ عثمانی آلمان‌ها هستند زیرا که انور و طلعت هیچ‌یک حکمران اسلامبول نیستند. آنها فقط مقهور ارادهٔ آلمان می‌باشند. یک کلمه از دربار برلن این قتل و غارت را که نواحی وسیعهٔ آسیای صغیر را شئومت آن بائر و خراب شده [کرده] است خاتمه می‌داد.

قیصر می‌توانست به یک اشاره از قتل ارامنه جلوگیری نماید. آیا حالا او مداخله خواهد کرد؟ تصور نمی‌کنیم. وقایع نگار ما اسم چند نفر از قونسول‌های آلمان را نوشته است که به همراهی تُرک‌ها مشغول دفع ارامنه هستند. ما تصور می‌کردیم که دامان پادشاه آلمان و ملت وی [را] هیچ گناهی بدتر از آنچه در بلژیک کردند ملوث نخواهد ساخت لیکن اشتباه کرده بودیم. رؤسای کمیتهٔ اتحاد و ترقی، اگر به حال خود واگذاشته شوند، شاید وقتی از این اعمال سیاه خسته گردند لیکن اگر همه وقت با آلمان‌ها همراه باشند دیگر امیدی برای ارامنه نیست. کاری که از دست متفقین بر می‌آید این است که طلعت و همدستان شریر وی را متنبه سازند که الان جنگ تغییرات بزرگ در خود می‌بیند و وقتی خواهد رسید که آنها گرفتار شده و دول انتقام کشنده با آنها همان معامله را خواهند کرد که با قاتل می‌نمایند.

نظرات محققان و نویسندگان ترک زبان

کمپین من عذر می‌خواهم

کودک یتیم در خرابه‌های کلیسایی در شهر الازیغ

کمپین من عذر می‌خواهم (به ترکی Özür Diliyoruz به انگلیسی I Apologize)، کمپینی است که در ۱۵ دسامبر ۲۰۰۸ میلادی، گروهی از استادان دانشگاه‌ها، روزنامه نگاران، و روشنفکران ترکیه، با ایجاد تارنمای اینترنتی و انتشار دادخواست مشترکی برای کشتارهای سال ۱۹۱۵، از ارمنیان عذرخواهی کردند. بانیان این اقدام، دانش پژوهان تُرک، احمد اینسل، باسکین اُران، چنگیز اختر، و روزنامه‌نگار تُرک، علی بایرا ماُغلو بودند. در ۲۴ ساعت اول این کمپین ۵۰۰۰ نفر امضاء کردند و تا ژانویه ۲۰۰۹ میلادی به ۳۲۰۰۰ نفر رسید که باعث خشم مقامات بلندپایه ترکیه شد.

«تبعید اجباری عنوانی که رهبران ترکیه بارها در خصوص کشتار و نابودی ملت ارمنی بکار می‌برند، خود به تنهایی بزرگ‌ترین جنایت علیه بشریت است.»

«حسن جمال (نوهٔ جمال پاشا از طراحان کشتار ارمنیان در ترکیهٔ عثمانی)، که در میزگرد دانشمندان ارمنی و تُرک در زالتسبورگ در مقام ناظر حضور یافته بود، طی مصاحبه‌ای با روزنامهٔ ترکیه‌ای رادیکال اعلام کرد:

«چنانچه ترکیه اصرار دارد که در موضوع کشتار ارمنیان تاریخ را باید به تاریخ دانان واگذاشت در این صورت باید با این موضوع نیز موافقت کند که تمامی تاریخ دانان شرکت داده شوند نه تنها تاریخ دانانی که از طرف دولت نماینده شده‌اند و دارای خط فکری هم سو با دولت هستند. ترکیه نباید این حقیقت را انکار کند که نسبت به ارمنیانی که شهروندان ترکیه عثمانی محسوب می‌شدند بی عدالتی، تسویه‌های قومی، کشتار و قتل صورت گرفته است. وی با ناراحتی به این موضوع اشاره کرد که تاریخ ترکیه بر دروغ بنا شده است و مخالفان با این اندیشه دشمنان ملت قلمداد می‌شوند.»

اوغور در زمرهٔ آن دسته از اندیشمندان و متفکران جوان تُرک محسوب می‌شود که در مورد نسل‌کشی ارمنیان دارای تحقیقات وسیع علمی، کتاب، مقالات تخصصی و پژوهش‌های فراوان است (سه کتاب و بیش از بیست مقاله و پژوهش علمی). دکتر اونگور در حال حاضر در سمت استادیار دانشکدهٔ تاریخ دانشگاه اوترخت واقع در استان اوترخت و نیز در مؤسسهٔ مطالعات جنگ و نژادکشی در همین شهر مشغول تدریس و پژوهش است.

«به نظر من مردمان بسیاری در دنیا هستند که باید از نسل‌کشی ارمنیان به دست تُرکان آگاه شوند. کشورها و جوامع بزرگ و مطرحی نیز در دنیا هستند که متأسفانه در مورد نسل‌کشی ارمنیان اطلاعات زیادی ندارند؛ همه و همه باید بدانند که تُرک‌ها در پی نابودی ارمنیان بوده‌اند. از نظر علمی نیز باید مردم دنیا آگاه شوند. باید در کتاب‌های درسی مدارس ابتدایی و دبیرستان این مسئله گنجانده شود. در سطح دانشگاهی نیز باید کشتار ارمنیان تدریس شود. به نظر من مخصوصاً دانشگاه‌های کشورهای منطقهٔ خاورمیانه باید به تدریس و تحقیق در مورد کشتار ارمنیان در امپراتوری عثمانی بپردازند.»

«روشنفکران و اندیشمندان نه تنها نسل‌کشی ارمنیان را محکوم می‌کنند، بلکه در پی راه حل حقوقی هستند. بی شک آنچه که در زمان امپراتوری عثمانی بر ارمنیان گذشت، تعریف کامل نسل‌کشی است و این زخمی است که هرگز مداوا نشده و نسل به نسل، تا امروز اثر خود را بر ما گذاشته است.»

قتل‌عام ارمنیان و مطبوعات وقت خارجی

روزنامه واشنگتن هرالد به تاریخ ۱۹ دسامبر ۱۹۱۵

اخبار منتشر شده در روزنامه‌های انگلیسی زبان وقت جهان، روزنامه‌های انگلیسی زبانی که در سال‌های قبل و بعد از ۱۹۱۵ اخبار قتل‌عام در آنها منتشر شده عبارت اند از:نیویورک تایمز، هالیفکس هرالد، واشینگتن پست، لس‌آنجلس تایمز، تورنتو استارز، مونترآل گازت و شیکاگو تریبون.

در دورهٔ حکومت سلطان حمید، در پایان سده نوزدهم و سال‌های قبل از آغاز جنگ جهانی اول، زمانی که قدرت‌های اروپا و ایالات متحدهٔ آمریکا هنوز روابط دوستانه‌ای با حکومت عثمانی داشتند. اخبار امپراتوری عثمانی از زبان جهانگردان، کنسولگریها و سفارتخانه‌ها به روزنامه‌های غرب می‌رسید.

همزمان با آغاز جنگ جهانی، در ۱۹۱۴ میلادی، سفارتخانه‌های نیروهای متفقین از جمله بریتانیا، کشورهای مشترک‌المنافع، ایتالیا، ژاپن و فرانسه یکی پس از دیگری تعطیل شدند و اغلب اتباع خارجی خاک امپراتوری را ترک کردند. سفارت آمریکا در سه سال اول جنگ و پیش از ورود این کشور به جنگ جهانی ناظر اتفاقات داخلی امپراتوری عثمانی بود اما پس از قطع کامل روابط دیپلماسی با دول متفق، بار خبررسانی بر دوش مسافرها، معلم‌ها، پزشکان و ندرتاً، مأموران سیاسی خارجی افتاد؛ یعنی، برعهدهٔ افرادی که در سرزمینهای دور ناحیه آناتولی شرقی از نزدیک شاهد قتل‌عام‌ها بودند.

روزنامه نیویورک تایمز

بوستون، ۲۲ دسامبر ۱۹۱۵

یادداشت دکتر بارتن به دولت ترکیه، مورخ ۹ اوت ۱۹۱۵

دکتر بارتن، رئیس کمیتهٔ حمایت حقوق ارمنیان و صرب‌ها، متن اعتراض خود و دولت آلمان را نسبت به قتل‌عام ارمنیان، که در قسطنطنیه ثبت کرده بوده، فاش ساخت.

سفیر آلمان در قسطنطنیه، حامل پیام اعتراض دکتر «جیمز بارتن»، توجه همگان را به نظریهٔ کنت ارنست رِونتلاو، کارشناس نیروی دریایی آلمان، در دفاع از راهبرد ترکیه در قتل‌عام ارمنیان برای موفقیت بیشتر عملیات نظامی جلب کرده است. نظریهٔ این کارشناس نیروی دریایی آلمان در روزنامهٔ «تاگس سایتونگ» به چاپ رسیده و به اطلاع آمریکا رسیده بوده.

دکتر بارتن می‌افزاید که: «آیا کنت ارنست رِونتلاو می‌داند که پیشنهاد او نزد انقلابی‌های تُرک (که تفاوتی در ماهیت حکومت سلطان پیشین ایجاد نکرده‌اند) تبدیل به حمله وحشیانه، کشتار و تبعید صدها هزار زن بیوه و طفل خردسال به بیابان‌های مرگ شده است؟ آیا کنت رِونتلاو می‌داند که بیش از نیمی از تبعیدشدگان از گرسنگی، تشنگی و بیماری تلف شده‌اند؟

او بدون تردید به گزارشهای متعدد مبلغان مذهبی، کارشناسان نظامی و مسافران آمریکایی، ایتالیایی، انگلیسی و آلمانی، که حاکی از سرنوشت تلخ زن‌هایی است که یا مجبور به ترک دین و یا به خاطر فریادهایشان برای آب و غذا سرکوب می‌شدند، توجهی نداشته.

او بی شک گزارش زنانی را که ترجیح می‌دادند کودکانشان را در رودخانه‌ها غرق کنند تا به دست سربازان ترک گرفتار نشوند ندیده.

او بی شک نمی‌داند که سفیر کشورش در دربار عثمانی، در تاریخ ۹ اوت ۱۹۱۵ میلادی، مراتب اعتراض خود را از برنامهٔ قتل‌عام ارمنیان به دست دولت تُرک با مضمون زیر تقدیم کرده است:

سفارت آلمان متأسف است از اینکه با استناد به اخبار موثق متوجه شد که دولت امپراتوری عثمانی سیاست تبعید ارمنیان را به نحوی که آنها قبل از رسیدن به مقصد نابود شوند، دنبال می‌کرد. کشتار بیشتر در ولایت‌های ارزروم، ترابزون و دیاربکر روی داده است.

سرنوشت مسیحیان در ولایت ماردین تفاوتی با رخدادهای وحشتناک گفته شده نداشته است. دولت مرکزی به تازگی سیاست خود را در تبعید و کشتار ارمنیان به ازمیر، زیر گوش پایتخت و دهکده‌های آسیای صغیر گسترش داده است.

در این وضعیت، سفارت آلمان وظیفهٔ خود می‌داند که بار دیگر مراتب انزجار خود را از این اعمال وحشتناک ابراز دارد.»

بیانات جهانیان و شاهدان عینی نسل‌کشی ارمنیان

سید محمدعلی جمال زاده
یحیی دولت‌آبادی
ژنرال محمد شریف پاشا
آرمین وگنر

«این پس مانده‌های حزب ترکان جوان سابق که می‌بایستی پاسخگوی میلیون‌ها تن از اتباع مسیحی کشورمان که به صورت انبوه از خانه‌های خود رانده شدند و به طرز وحشیانه‌ای به قتل رسیدند، از قانون جمهوریت سرکشی می‌کنند. آنها تاکنون از راه غارت و چپاول، سرقت و رشوه خواری، ارتزاق نموده‌اند و نسبت به هر اندیشه یا پیشنهادی جهت قبول انجام کار مفید و امرار معاش از راه عرق جبین، ابراز مخالفت می‌کنند.»

«با گاری و عربانه از بغداد و حلب بجانب استانبول به راه افتادیم. از همان منزل اول با گروه‌های زیاد از ارمنی‌ها مواجه شدیم که به صورت عجیبی که باور کردنی نیست و ژاندارم‌های مسلح و سوار تُرک آنها را پیاده بجانب مرگ و هلاک می‌راندند. ابتدا موجب نهایت تعجب ما گردید ولی کم‌کم عادت کردیم که حتی دیگر نگاه هم نمی‌کردیم و به راستی که نگاه کردن هم نداشت. صدها زنان و مردان ارمنی را با کودکانشان بحال زاری بضرب شلاق و اسلحه پیاده و ناتوان بجلو می‌راندند. در میان مردها جوان دیده نمی‌شد چون تمام جوانان را یا به میدان جنگ فرستاده یا محض احتیاط (ملحق شدن به قشون روس) به قتل رسانده بودند. دختران ارمنی موهای خود را از ته تراشیده بودند و کاملاً کچل بودند و علت آن بود که مبادا مردان تُرک و عرب بجان آنها بیفتند. (ژنو - ۲۵ خرداد ۱۳۵۰ - سید محمد علی جمال زاده

یحیی دولت‌آبادی در هنگام جنگ از راه آذربایجان و حلب به قسطنطنیه رفته و در راه اوضاع فلاکت بار ساکن عثمانی را به چشم دیده است، دربارهٔ وضع آنها می‌نویسد:

«این جمعیت در صحراهای اطراف شط فرات از حلب تا آنات متفرق شدند. بعضی تلف شده و بعضی با حالت بسیار بد در خارج از آبادی‌ها در خرابه‌ها یا در زیر درختان و در سایه چادرهای کهنه، زندگانی می‌نمایند. دختران آنها به بهای بخس دادوستد می‌شوند. اطفال آنها اغلب به گدایی برای یک لقمه نان به عابرین زحمت می‌دهند. اگر چه مسیحیان ثروتمند اکنون بی نوایند جزای اعمال ناهنجار خویش است که می‌بینند و امکانات دهری است که به آنها می‌رسد لکن دیدار اوضاع و احوال آنها دلخراش است و تنها دلخوشی این بدبختان این است که جنگ تمام شود به خانه‌های خود بازگشت نمایند. ارمنی‌های آواره شده شاید زیاده از دویست هزار نفر بوده باشند. هر جا قافله ما ایست می‌کرد مخصوصاً در نزدیک آبادی‌ها اطفال کوچک دختر و پسر این قوم اطراف ما جمع می‌شدند برای گرفتن لقمه نان و دیده می‌شد که بعضی از آنها در همان حال هجوم آوردن برای گرفتن نان غش کرده برزمین می‌افتادند و بعضی از آنها می‌مردند.»

نامه ژنرال شریف پاشا از فرماندهان ارشد ارتش عثمانی به هیئت تحریریه ماهنامه «ژورنال دو ژنو» در ۱۹۱۵

«جناب آقای سردبیر اجازه می‌خواهم در تأیید مقاله آن نشریه مورخ (نهم همین ماه) نگرانی و خشم بی کران خود را نسبت به اقدامات کمیته خون‌آشام اتحاد و ترقی ابراز دارم اینان اقدامات ددمنشانه و نابخردانه‌ای را مایه مباهات خود می‌دانند که تنها توسط چنگیزخان و تیمور لنگ در تاریخ مشاهده شده است. اگر ملتی وجود دارد که خدمات ارزنده‌ای به همت فعالان دولتی، مقامات سرشناس و افراد با استعداد در زمینه اقتصادی، تجارت، علوم، هنر در ترکیه انجام داده‌اند همان ملت ارمنی است همین ارمنیان بودند که صنعت چاپ، و هنرهای دراماتیک را برای ترکیه به ارمغان آوردند نقش نویسندگان، شاعران و ادیبان ارمنی انکار ناپذیر است. مگر گریگور اُتیانارمنی نبود که با مدحت پاشا در تألیف نخستین قانون اساسی ترکیه همکاری نمود. ارمنیان بطور استثنایی و فوق‌العاده سزاوار و مستعد این امر هستند که حاملان تمدن نوین جهانی باشند آنها دست‌آوردهای تمدن جدید اروپایی را بطور شگفت‌انگیزی کسب کرده‌اند که هیچ ملتی نتوانسته به آنها نایل آید.»

">پرونده:Ravished Armenia (1919).webmپخش رسانه
فیلم صامت حراج جان‌ها را بر پایهٔ خاطرات واقعی ماردیگانیان ساخت شد. در سال ۱۹۱۸، در استودیوی مترو گلدین مایر