تندیسی از یک نراندامه در روستایی از بومیان تایوان.

در بررسی‌های هنری و اسطوره‌ای و هم‌چنین در روان‌شناسی، به آلت تناسلی مرد، به‌ویژه در حالت نعوظ، و یا هر شیء یا تصویری که بازنمایانگر اندام تناسلی نرینه باشد نَراَندامه (به انگلیسی: phallus) می‌گویند. به نراندامه، نَرّه، نَرّگی، و فالو هم گفته شده‌است. نمادهای نراندامه‌ای اغلب نمایشگر باروری و آن دسته از مفاهیم فرهنگی است که با آلت جنسی مرد و اوج لذت جنسی مرد ارتباط دارند.

در برخی فرهنگ‌های باستانی دیدگاهی مبتنی بر این باور وجود داشت که نراندامه یک هستی‌بخش مقدس و منبع قدرت یا نماد باروری است؛ به آن، دیدگاه نراندامه‌مدار گفته می‌شود. نراندامه‌نمایی در هنر در فرهنگ‌های مصر باستان، یونان باستان، روم، اندونزی، سرخ‌پوستان آمریکا، بالکان، و دیگر فرهنگ‌ها دیده می‌شود. در بوتان ترسیم نراندامه در هنر امری رایج است.

در روان شناسی

در نظریهٔ روانکاوی فروید، به مرحله‌ای از تحول روانی ـ جنسی، تقریباً در سن سه‌سالگی، که در آن زیست‌مایه بر ناحیهٔ تناسلی متمرکز است و وارسی و دست‌کاری بدن منبع اساسی لذت است مرحلهٔ نراندامه‌ای گفته می‌شود. در این مرحله، کودک، احساسات رمانتیک نسبت به والدین از جنس مخالف پیدا می‌کند.

هم‌چنین در روان‌شناسی الگویی شخصیتی تعریف می‌شود که شخصیت نراندامه‌ای یا شخصیت خودشیفتهٔ نراندامه‌ای نام گرفته‌است. بنا بر این نظریه، وجه مشخصه فردی که منش نراندامه‌ای دارد رفتار خودستایانه و خودشیفته، لاف‌زنی، اعتمادبه‌نفس افراطی، تکبر، رفتار جنسی اجباری و در برخی موارد بدن‌نمایی یا پرخاشگری است.

  • واژه‌های مصوّب فرهنگستان تا پایان سال ۱۳۸۹ (مجموع هشت دفتر فرهنگ واژه‌های مصوّب فرهنگستان)
  • Honour, Hugh (1999). The Visual Arts: A History. New York: H.N. Abrams. ISBN 0-8109-3935-5.
  • Keuls, Eva C. (1985). The Reign of the Phallus. New York: Harper & Row. ISBN 0-520-07929-9.