در دستور زبان به رابطه میان کاری که یک فعل بازگو می‌کند با فاعل و مفعول آن کار را جهت فعل (به انگلیسی: Voice) می‌گویند.

فعل‌ها در بسیاری از زبان‌ها سه جهت دارند:

جهت میانه وقتی به کار می‌رود که نتیجه فعل به گونه‌ای به فاعل ارتباط یابد (مانند برای خود می‌برد)، یا معنی عمل متقابل داشته باشد (مانند با هم جنگیدن) و یا معنی انعکاسی داشته باشد (مانند خود را شستن).

از زبان‌هایی که در صرف فعل شناسه‌هایی برای جهت میانه دارند می‌شود به آلبانیایی، بنگالی، فولا، تامیل، سانسکریت، ایسلندی، سوئدی و یونانی باستان اشاره کرد. برخی زبان‌ها حتی تعداد بیشتری جهت فعلی دارند. برای نمونه مغولی کلاسیک پنج جهت دارد: معلوم، مجهول، سببی، دوسویه، و همیارانه.

در فارسی

در زبان فارسی همچون بسیاری از زبان‌های دنیا، از نظر معنایی سه نوع جهت وجود دارد که عبارتند از: معلوم، مجهول و میانه. ساخت‌های میانه در زبان فارسی همچون مجهول مشتمل بر یک موضوع هستند. فعل‌های میانه در فارسی اما تصریف جداگانه‌ای ندارند و به لحاظ صرفی، شبیه صورت معلوم خود می‌باشند؛ اما به لحاظ نحوی و معنایی به مجهول‌ها شباهت دارند.