تالیسمان یک گروه مستقل اینترنتی برای مباحثه در زمینه مسایل علمی، جامعه‌شناسی، و امور اجتماعی آیین بهایی است. این گروه در سال ۱۹۹۴ (میلادی) با نام تالیسمان به همت جان والبریج در دانشگاه ایندیانا پایه‌گذاری شد، سپس با همین نام از سال ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۹ (میلادی) در دانشگاه میشیگان ادامه یافت و اکنون با نام تالیسمان۹، به عنوان یک گروه ایترنتی در یاهو به فعالیت ادامه می‌دهد.

فروم تالیسمان در سال ۱۹۹۴ (میلادی) توسط پروفسور جان والبریج، استاد بخش زبانها و فرهنگهای شرق نزدیک دانشگاه ایندیانا، به منظور انجام مطالعات آکادمیک درباره آیین بهاییت تأسیس شد؛ اما در سال ۱۹۹۶ (میلادی) و پس از مطرح شدن مباحثی نو و جنجال برانگیز، که مخالف با دیدگاههای مرسوم تشکیلات بهایی بود، به فعالیت ادامه نداد. بلافاصله پس از آن و در همین راستا، پروفسور خوان کول فعالیت فروم تالیسمان را از طریق سایت دانشگاه میشیگان تا سال ۱۹۹۹ (میلادی) ادامه داد و از آن به بعد، آن را به یک گروه اینترنتی در یاهو با نام تالیسمان۹ (به انگلیسی: talisman9) انتقال داد. آرشیو پستهای تالیسمان از طریق صفحه شخصی پروفسور خوان کول در دانشگاه میشیگان قابل دسترسی است.

محتویات

پیشینه

آیین بهائی اغلب به عنوان یک آیین باز و تحمل کننده معرفی می‌گردد، که به خاطر داعیه ارائه تعالیمی درباره وحدت ادیان، برابری زن و مرد و صلح جهانی، به عنوان آیینی برای نسل جدید و موحدان دهکده جهانی طبقه‌بندی می‌گردد. اما آنچه که بسیار کم درباره این آیین، حتی در بین جامعه بهائیت، دانسته شده است، این است که تشکیلات انتخابی بهائیان همواره در طول تاریخ بشدت هر گونه اطلاع رسانی عمومی درباره این آیین را تحت کنترل داشته و از حربه تهدید و تحریم برای ساکت کردن اعضایی که دیدگاهی غیر سنتی دارند استفاده کرده است.

آیین بهائیت در سال ۱۸۶۳ (میلادی) توسط یک ایرانی به نام حسینعلی نوری (ملقب به بهاء الله) بنیان نهاده شد. این آیین که تقریباً از شروع قرن ۲۰ (میلادی) در آمریکا وارد شد، در اکثر اوقات دارای رشد کندی بود به استثنای اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ میلادی. در آن برهه بسیاری از جوانان جویای مسایل معنوی شده بودند و در گروههای بزرگ به آیینهای مختلفی می‌گرویدند. عده‌ای از جوانانی که در این برهه به آیین بهائی گرویدند، تصمیم گرفتند زندگی خود را وقف خدمت به آیین جدیدشان کنند و لذا به تحصیلات مذهبی و تاریخ خاورمیانه و فراگیری زبان عربی و فارسی پرداختند.

خبرنامه کلاس مطالعه بهایی لوس آنجلس

در حالیکه متون بهائی مشوق تحقیق است، اداره کنندگان محافظه کار آن بسیار نسبت به مباحث دقیق و انتقادی این جوانان روشنفکر بسیار بدبین بودند. چندین برخورد شدید میان هر دو گروه، حتی قبل از پدید آمدن فضای مجازی، رخ داده بود. در اواخر دهه ۱۹۷۰ (میلادی)، عده‌ای از این جوانان در منطقه لوس آنجلس، گروه مطالعه کوچکی را تشکیل دادند و به انتشار یک خبرنامه کوچک محلی پرداختند با نام خبرنامه کلاس مطالعه بهائی لوس آنجلس (به انگلیسی: Los Angeles Baha'i Study Class Newsletter). آرشیو الکترونیکی این خبرنامه که از سال ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۳ از طریق پروژه اچ‌بهائی قابل دسترسی است. این خبرنامه در واقع با اصرار محفل ملی آمریکا برای «بازرسی قبل از انتشار»، خاموش شد. این شرط بازرسی، یک شرط لازم برای تمامی نویسندگان بهائی است که درباره موضوعات مربوط به بهائیت می‌نویسند، حتی اگر مطالب به ناشران غیر بهائی فرستاده شود. این پروسه بازرسی، که مقامات بهائی پافشاری می‌کنند سانسور نیست، بسیار مورد مخالفت و آزردگی بسیاری از نویسندگان و روشنفکران بهائی است. پیامد این کار بر جامعه بهائی بطور کلی اینست که، قبل از پدید آمدن و محبوبیت اینترنت در دهه ۱۹۹۰ (میلادی)، تعداد بسیار اندکی از افراد بهائی چیزی به غیر از دیدگاههای «رسمی» بهائی را در مورد مسایل این آیین شنیده بودند.

مجله دیالوگ

تلاشی دیگر برای انتشار دیدگاههای غیررسمی در مورد آیین بهائی، مجله دیالوگ (به انگلیسی: Dialogue) بود که در دوره کوتاهی در اواسط دهه ۱۹۸۰ (میلادی) انتشار یافت. آرشیو الکترونیکی این مجله از سال ۱۹۸۶ تا ۱۹۸۸ (میلادی)، از طریق پروژه اچ‌بهائی قابل دسترسی است (). در گردهمایی ملی سال ۱۹۸۸، (میلادی) وقتی که نمایندگان سراسر آمریکا برای انتخاب اعضای محفل ملی سال بعد جمع شده بودند، فیروز کاظم‌زاده، دبیر امور خارجه، بطور خاص یک مقاله را با عنوان یک طرح معتدل: پیشنهادهایی برای احیای دوباره جامعه بهائی آمریکا (به انگلیسی: A Modest Proposal: Recommendations Toward the Revitalization of the American Baha'i Community)، که قرار بود چاپ شود، تقبیح کرد و از دست اندرکاران مجله با عنوان معاندین نام برد. با این برخورد خصمانه و پس از خدشه دار شدن وجهه‌شان در جامعه بهائیت، دبیران مجله انتشار آن را متوقف کردند. تعدادی از افرادی که در خبرنامه گروه مطالعه لس آنجلس و مجله دیالوگ مشارکت داشتند، بعداً از اعضای فعال فروم تالیسمان شدند.

شکل گیری فروم تالیسمان

هسته اولیه فروم تالیسمان از آنجا تشکیل شد که دو دوست قدیمی، یعنی پروفسور خوان کول از دانشگاه میشیگان و پروفسور جان والبریج از دانشگاه ایندیانا، مکاتبات رایانامه‌ای مفصلی را درباره برخی جنبه‌های دوران ابتدایی تاریخ بهائی آغاز کردند. در آن زمان، هر دوی این افراد بیش از بیست سال بهائی بودند و در جوانی، از پیشگامان مبلغین بهائی در خاورمیانه محسوب می‌شدند. در اوایل دهه ۱۹۹۰ (میلادی)، این مباحثات ایمیلی به شکل یک فروم با نام «مجنون» ادامه یافت. اعضای فروم مجنون همگی از محققان و متخصصان بودند و فروم فضایی کاملاً علمی داشت.

در سال ۱۹۹۴ (میلادی)، والبریج فرومی گسترده‌تر را با نام تالیسمان بر روی یک لیست سرو بزرگ در دانشگاه ایندیانا راه‌اندازی کرد. در حالی که هدف از راه‌اندازی تالیسمان، مطالعه علمی آیین بهائی عنوان شده بود، قسمت اعظم شرکت کنندگان آن متخصصین یا اساتید دانشگاهی نبودند. اعضای قدیمی تالیسمان از روزهای اولیه آن با عنوان زمان هیجان و تحیر نام می‌برند. الگوی روش تبلیغی بهائیت به شکلی است، که اکثر بهائیان در مناطقی کوچک و پراکنده، با جمعیتی کمتر از ۳۰ نفر زندگی می‌کنند. در حالی که جامعه بهائی همواره به گوناگونی قومیتی خود می‌بالد، بسیاری از بهائیان عضو تالیسمان، تا آن زمان هرگز با چنین دیدگاههای گوناگونی درباره تعلیمات بهائیت مواجه نشده بودند؛ فمینیستها با مردان سنتی مکاتبه می‌کردند، مدیران قانون مند با عرفان مسلکان به بحث می‌پرداختند، و افراد معتقد به ظاهر متن، با محققانی که از روشهای علمی استفاده می‌کردند سر و کله می‌زدند.

شروع اختلافات

در حالیکه تالیسمان هیجان انگیز بود، به نوعی دارای فضایی منازعه‌ای بود. اما بهائیان به شکل سنتی «وحدت» و هماهنگی را ارزش می‌شمارند. بهائیانی که بیشتر محافظه کار بودند، از جمله آنهایی که در تشکیلات بهائی سمتی داشتند، عمیقاً از فضای آزاداندیشی و مجادله‌ای تالیسمان نارحت بودند.

این قضایا در اواخر سال ۱۹۹۵ (میلادی) به اوج خود رسید، وقتی که از طرف محفل روحانی ملی آمریکا با دیوید لنگنس David Langness، درمورد ایمیلی که او راجع به ماجرای مجله دیالوگ به تالیسمان ارسال کرده بود، تماس گرفته شد. دیوید لنگس نویسنده اصلی مقاله جنجالی «یک طرح معتدل» بود و در آن ایمیل عصبانیت خود را از نحوه رمزآلود برخورد تشکیلات بهائیت با احکام بهائی ابراز کرده بود. این ایمیل همچنین عنوان کرده بود که بیت العدل جهانی بهائیت با شیوه برخورد محفل روحانی ملی آمریکا در قضیه مجله دیالوگ موافق نبوده است. محفل روحانی ملی آمریکا این حرف را یک دروغ خواند و اصرار کرد که او در انظار عموم عذرخواهی کرده، حرف خود را پس گیرد. دیوید لنگنس این کار را از طریق یک ایمیل به فروم، که حاوی بی میلی او به این کار نیز بود، انجام داد، اما مورد رضایت محفل روحانی ملی واقع نشد؛ لذا او را با محرومیت از «حقوق اجرایی» جریمه کردند؛ یعنی، او دیگر نمی‌توانست رأی دهد یا در یک تشکیلات بهائی انتخاب شود یا در مراسمی شرکت کند که به بهائیان با وضعیت «خوب» اختصاص داشت.

در فوریه ۱۹۹۶ (میلادی)، یکی از اعضای گروه مجنون (گروه کوچکتری که به مباحث تخصصی خود ادامه داد) از شیوه برخورد محفل روحانی ملی در قضیه بالا بسیار عصبانی شد و پیشنهاد کرد که یک اعتراض سازمان یافته بهمراه نوشته‌ای حاوی پیشنهادهای اصلاح برای تشکیلات بهائی، شکل بگیرد. یکی دیگر از اعضای این مجموعه کوچک دوستان با ارسال پیامی طنزآلود، به شکل ملایم مخالفت خود را اعلام کرد چرا که احتمال می‌رفت این اقدام زیان بیشتری از نفعش داشته باشد. او همچنین اعلام کرد که تشکیلات درباره وجود تالیسمان یا گسترش آزاداندیشی کاری نمی‌تواند انجام دهد، حتی اگر مورد پسند آنها نباشد. بدبختانه، این ایمیل، به جای ارسال به گروه مجنون، به گروه بزرگتر تالیسمان ارسال شد. این پیام که بعداً به «پیام مجنون» شهرت یافت، با سوء برداشت به عنوان مدرکی برای توطئه تلقی شد و بهانه‌ای شد برای بازجویی از ارسال کنندگان اصلی پیام در فروم تالیسمان.

این افراد شامل جان والبریج و همسرش لیندا، خوان کول، استیون شول از انتشارات ابر سفید (به انگلیسی: White Cloud Press) و دبیر مؤسس مجله دیالوگ، و آنتونی لی از انتشارات کلیمات (به انگلیسی: Kalimat Press)، یک ناشر مستقل بهائی، می‌شدند. توصیفات درباره ماهیت و هدف این رسیدگیها متفاوت است. کول، که گسترده ترین اعلانهای عمومی را درباره این سخت گیریها انجام داده بود، تأکید می‌کرد که تهدید شده است که اگر دست از ارسال ایمیلهای حاوی دیدگاههای روشنفکرانه خود بر ندارد، به عنوان یک «ناقض عهد» نامیده خواهد شد. (در آیین بهائی «ناقض عهد» فرد بدعت گذاری است که طرفدار یک نحوه اختیاریت غیر از مؤسسات بهائی است. جریمه چنین فردی «طرد» از آیین بهائی است) مقامات رسمی بهائی هرگونه تهدیدی علیه کول را تکذیب کردند.

تنها مدرک مکتوبی که در مورد نحوه تهدید اعضاء فعال فروم تالیسمان موجود است، دو نامه از طرف استفان بیرکلند (به انگلیسی: Stephan Birkland)، مقام عالی رتبه وعضو شورای قاره‌ای بهائی، به شول و یکی دیگر از اعضاء تالیسمان بود. متن این نامه‌ها در وبسایت شخصی پروفسور خوان کول در آدرس زیر قابل دسترسی است.

هر دوی این نامه‌ها با این اخطار به پایان می‌رسد که "کار شما در ترویج دیدگاههای متضاد با "تعالیم" سبب آسیب این "امر" بوده است. اگر شما به هر شکلی به این رویه ادامه دهید، شما را در تضاد مستقیم با "عهد" قرار خواهد داد"؛ یعنی، آنها به عنوان "ناقض عهد" در نظر گرفته خواهند شد. این نامه‌ها همچنین به روشنی بیان می‌دارند که مطالب عنوان شده توسط بیرکلند از جانب عالیترین هییئت رئیسه آیین بهائی در حیفا بوده است.

استعفای اعضا

پیامد رسیدگیهای بیرکلند، لیندا والبریج، استفان شول و خوان کول از عضویت جامعه بهائی استعفا دادند. جان والبریج لیست تالیسمان را بست، اما کول، تنها فردی از میان آن پنج نفر که بسیار در فضای مجازی فعال ماند، تقریباً بلافاصله گروه را دوباره در دانشگاه میشیگان راه انداخت. در دسامبر ۱۹۹۹ (میلادی)، این گروه با تغییر نام به تالیسمان۹ به گروه مجازی نقل مکان کرد. فرومهای ایمیلی دیگر، شامل پروژه اچ‌بهائی (به انگلیسی: H-Bahai)، لیست مباحث لیبرال ظهور۱۹ (به انگلیسی: Zuhur19) را می‌توان محصول مستقیم گروه تالیسمان پروفسور والبریج دانست.

در حالیکه مسؤولان بهائی از سلب آزادی در بیان عقیده در فضای مجازی عاجز بوده‌اند (پدیده‌ای که بیت العدل جهانی آن را «عملیات مخالفت درونی» نامیده است)، عضویت دو نفر دیگر را نیز، که در ارسال مطلب به فروم تالیسمان جدید فعال بودند، گرفته‌اند: یکی نویسنده مطالب «فانتزی» اهل کانادا مایکل مک کنی (به انگلیسی: Michael McKenny) در ۱۹۹۷ (میلادی) و دیگری الیسون مارشال (به انگلیسی: Allison Marshal) از نیوزیلند در ۲۰۰۰ (میلادی).