بررسی بهائی اشاره می‌کند که افراد بهائی باید قبل از انتشار هر مطلبی دربارهٔ این آیین از موسسات بهائی اجازه بگیرند. آنها این بررسی را برای محافظت از تعالیم دیانت بهائی به خصوص با توجه به آزار بهائیان در ایران و سایر نقاط جهان لازم می‌دانند. برخی این اجبار را نوعی سانسور می‌دانند خصوصاً که متخلفین مجازات می‌شوند.

انتقادات

دنیس مک‌ایون می‌گوید همه نویسندگان بهائی اعم از آکادمیک و غیر آن باید برای تنبیه نشدن هر نگاشته‌ای را - ولو قرار باشد در مجله‌ای آکادمیک به طبع رسد - پیش از انتشار برای تأیید به کمیته‌های رسمی بازبینی بهائی بسپارند. خوان کول معتقد است آیین بهائی درست به مانند سانسوری از آغاز صنعت چاپ در دولت‌های خاورمیانه اعمال شده، فرایندی از خودسانسوری را به همه بهائیان تحمیل می‌کند. او می‌نویسد این الزام منجر به مناقشاتی بین نویسندگان و نهادهای بهائی در طول سالهای درازی شده‌است و اگر چه تشکیلات بهائی این الزام را موقتی می‌نامند اما برای چیزی نزدیک یک قرن به طول انجامیده و به نظر می‌رسد بیت العدل در پی آن است که برای زمانی بسیار طولانی ادامه داشته باشد. به نظر او سانسور قبل از انتشار یکی از مهمترین آموزه‌هایی است که نویسندگان بهائی را از نوشتن دربارهٔ مجادلات تاریخ معاصر بهائیت بازمی‌دارد. شایان ذکر است که هرگز درباره تاریخ این جامعه از حدود سال ۱۹۵۰ مطلب مفصلی نگاشته نشده‌است. تاریخ معاصر بهائیت از آنجا که به مشروعیت گردانندگان فعلی بیت العدل مربوط است به عنوان منطقه ممنوعه بوده‌است. با این که گفته می‌شود این بازبینی ادبی محدودیتی برای انتشار یافته‌های تحقیقی ایجاد نمی‌کند در سال ۱۹۸۸ اعضای بیت العدل مقاله‌ای آکادمیک که از توانایی عضویت زنان در بیت العدل حمایت می‌کرد را سرکوب کردند. نویسندگان آن مقاله از انتشار آن به هر نحوی از وجوه منع شدند.

خاطرات سلمانی

کتاب خاطرات سلمانی خودزندگی‌نامه محمد علی سلمانی، آرایشگر مخصوص حسینعلی نوری می‌باشد. در دهه ۱۹۸۰ میلادی اقدامی برای چاپ این خاطرات در انتشارت بهائی بیان در آمریکا توسط خوان کول صورت گرفت که به سرعت توسط بیت العدل از آن جلوگیری گردید. خوان کول به استناد اصل تحری حقیقت در دیانت بهائی به انتقاد از بیت العدل در پنهان ساختن ان بخش از تاریخ بابی و بهائی، که با قرائت رسمی بهائی مغایرت دارد پرداخت. اقدام بعضی از نویسندگان بهائی برای حذف بعضی از بخش‌ها و تلخیص و گزینش بخش دیگری از کتب تاریخی و روایات تاریخی دست اول بابی و بهائی، که به سفارش و تأیید بیت العدل بوده است، منجر به حذف بخشی از واقعیات و تنظیم کتابها مطابق با قرائت رسمی بهائی، بخش دیگری از انتقاد خوان کول به بیت العدل می‌باشد.

در ۳۱ اوت ۱۹۸۲ (میلادی) بیت العدل نامه‌ای از خوان کول، حاوی چند نکته، در خصوص تصمیم وی برای چاپ این کتاب، و اینکه بیت العدل اعلام داشته در شرایط کنونی برخی صفحات و متون این خاطرات چاپ نشود، دریافت کرد. چند روزی نگذشته بود که از فرد دیگری هم نامه‌ای در این زمینه دریافت کرد و بیت العدل تصمیم گرفت ارسال پاسخ را مدتی به تعویق بیاندازد. ضمناً آقای راجر وایت بخشهایی از یک نامه خصوصی در رابطه با این موضوع را با بیت العدل در میان گذاشت.

بیت العدل در ۱۹ اوت ۱۹۸۰ (میلادی) نامه‌ای به خوان کول فرستاد. در آن نامه بیان شده بود که کمیته ویژه‌ای که از سوی محفل ملّی آمریکا برای بررسی متون فارسی منصوب شده بود، در خصوص مناسب بودن زمان و حکمت انتشار متون شبیه به این کتاب تصمیم‌گیری نماید. بیت العدل تصور کرده بود که این کتاب هم در این روند قرار گرفته است؛ ولی در ژوئن ۱۹۸۲ (میلادی)، یک بهائی نامه‌ای به بیت العدل نگاشت و نگرانی خود را از اینکه قرار است تمام متن این کتاب چاپ شود اعلام داشت. یک تماس تلفنی سریع با آقای درخشانی، منشی لجنه‌ای که اخیراً برای بررسی انتشار متون فارسی منصوب گردیده، گرفته شد و از ایشان خواسته شد تا غیر حکمت آمیز بودن انتشار متن کامل کتاب را در شرایط حاضر به شما گوشزد نماید. با درک فوریت مطلب و درک این موضوع که کمیته اولیه منصوب شده از سوی محفل ملّی بهائیان آمریکا مشکلات چاپ کتاب در این زمان را ارزیابی نکرده بود، بیت العدل دستور داد تا کمیته ویژه‌ای تشکیل شود و صفحاتی که مورد مناقشه و توجه بیت العدل بوده را تعیین، و با پست سریع برای آقای درخشانی ارسال گردد، تا آن موارد را رعایت و سپس کار چاپ و نشر کتاب صورت پذیرد. بیت العدل با بیان تاسف از دخالت در این موضوع، هزینه‌های این حذف کردن در آخرین لحظات را تقبل کرد.

بیت العدل در ۲ دسامبر ۱۹۸۲ (میلادی) نامه دیگری به کول فرستاد و در آن بیان کرد که بیت العدل امیدوار بود که کمیته ذیصلاحی در ایالات متحده تشکیل شده و نه تنها جنبه‌های عادی و نرمال بررسی را انجام دهد، بلکه مناسبت زمانی و حکمت نشر چنین مطالبی را هم ارزیابی نماید؛ لذا خودش به کنترل و بررسی متن دستنویس نپرداخت. اگر خود بیت العّدل متن را کنترل کرده بود، در شرایط کنونی اجازه ترجمه و انتشار آنرا بدلایل زیر نمی‌داد. درژوئن ۱۹۸۲، به بیت العدل دربارهٔ احتمال انتشار کامل فارسی این خاطرات هشدار داده شد؛ لذا در ماه ژوئیه، با تعجیل زیاد، اقدام برای پاکسازی متون بسیار خطرناک و نامناسب از کتاب آغاز شد. مؤسسه انتشارات کلمات پرس بیشتر متون مورد اعتراض بیت العدل را در کتاب نگهداشت. چاپ کتاب یک عمل انجام شده است و لذا بیت العدل تصمیم گرفت آنرا تأیید و اجازه دهد؛ ولی اجازه چاپ متن فارسی را، که به مراتب زیانبار تر از متن انگلیسی است، اجازه ندهد. از آنجا که سلمانی از اصحاب نزدیک بهاءالله بوده، خواننده مسیحی به مقایسه پرداخته و او را با یکی از حواریون مسیح مقایسه خواهد کرد. متنهایی که قبلاً توسط نویسندگان بهائی در ترجمه‌های منتشره اضافه شده، مثل تلاش ازل برای متقاعد کردن سلمانی به قتل بهاءالله، از جمله موارد تفاوت فاحش بیان مطالب توسط نویسندگان بهائی در قالب بیان تاریخی متوازن است با ارائه و انتشار ساده و بی پیرایه یک روایت تاریخی و مستند. یک نمونه از عباراتی که توسط کمیته برای حذف مشخص شده است:، عبارت کوتاهی از سوی برخی بهائیان سلطان آباد که به بهاءالله می‌گویند: عموجان، اگر تو خدا هستی چرا ما باید اینقدر در سختی و زحمت باشیم.

فیروز کاظم‌زاده، عضو محفل ملی آمریکا و مورخ دانشگاه ییل، از وقایع بوجود آمده بر اثر انتشار یک منبع تاریخی اولیه برآشفته شده و خواستار تهیه نامه‌ای در حمایت از مؤسسه انتشارات کلمات پرس، در این رابطه شد. پروفسور امین بنانی از دانشگاه کالیفرنیا، که مقدمه‌ای بر خاطرات سلمانی را نگاشته، اصرار داشت که نامش از روی مقدمه برداشته شود، زیرا بهیچ روی راضی نبود تا نامش در ارتباط با یک اثر سانسور شده باشد.